|
سمايي پاسدار ميراث هاي تاريخي افغانستان
با درد و
دريغ بسيار كه دو شاهد خاموش تاريخ را كه قرنها پيش در ميهن ما به مثابهء
نمادهاي آرامش ، صلح و انساندوستي و فراخوان براي دوري از شرارت و جنگ و
خشونت - حتي خشونت در برابر وحوش - سربرافراشته بودند ، ويران
كردند.
رهبري
طالبان علناً و رسماً مسووليت نابودي ديگر مجسمه ها را نيز كه شمار زيادي
از آنها ارزش غيرقابل محاسبه داشتند برعهده گرفته اند- مسووليت جنايت
نابخشودني عليه فرهنگ و تاريخ ما و فاجعهء بزرگ و جبران ناپذير را .
آنچه كه
به نظر ما در اين مرحله بسيار با اهميت ميباشد ، اين است تا نتايج و پيامدهاي
همچو اعمال را از ديد منافع و مصالح علياي ملي ، دريافته و افشا سازيم و جلو
زيانهاي بيشتر را بگيريم .
"هويت
ما به مثابهء يك ملت و يك كشور ، در طول تاريخ شكل گرفته است. آثار و
مواريث تاريخي و فرهنگي هر دورهء تاريخ سرزمين ما ، وثيقه هاي
معتبر اين هويت به شمار ميروند و هويت ملي ، يكي از پايه هاي بنيادي
موجوديت ملي است" .
مردم
افغانستان مسلمان اند و تاريخ و فرهنگ ما در طول اين سيزده قرن عميقاً با
اسلام پيوند خورده و ديانت اسلامي به يكي از اركان بنيادي هويت افغاني مبدل
شده است . و امّا ديانت اسلامي يگانه منشأ هويت افغاني نيست. ما پيش از
اسلام نيز تاريخ ، فرهنگ و تمدني داشته ايم كه هم در غناي فرهنگ و
تمدن اسلامي و هم در سطح عموم بشري سهم و نقشي ارزنده يي برجا نهاده
است و ما به آن افتخار ميكنيم .
اتكا تنها
بر يكي از عناصر متشكلهء هويت افغاني و ناديده گرفتن ساير سرچشمه ها و
اجزاي متشكلهء اين هويت ، كار نادرست ، غير مسوولانه و داراي نتايج و
پيامدهاي خطرناك است . چنين برخوردي به خصوص در مرحله يي كه كشور ما در
نتيجهء بحران خونين و دراز مدت در برههء بسيار دشوار و حساس قرار گرفته و
بيگانه گان بر همبسته گي ، وحدت و هويت افغاني ضربات سنگيني وارد كرده
اند ، براي بقاي ملي ما بسيار خطرناك ميباشد . طبعاً ، اگر
چنين برخوردي از موقف " قدرت حاكمه" ، با تعصب ، شدت و پيگيري صورت
بپذيرد ، ميتواند منجر به نابودي هويت ملي افغاني گردد. با نابودي هويت
ملي افغاني ، موجوديت ما به مثابهء يك ملت و يك كشور به خصوص با در نظر
داشت وضع حساس و بغرنج كنوني جداً با خطر نابودي مواجه خواهد شد.
مثلاً ، اگر يك لحظه فرض كنيم كه ديگر عناصر شكل دهندهء هويت افغاني زدوده
شوند و تنها عنصر " هويت اسلامي"باقي بماند ، در آن صورت چه
فرقي خواهد كرد اگر سرزمين ما در يك كشور اسلامي ديگر مدغم شود و يا
اين كه پارچه هاي جداگانهء آن ضميمه كشورهاي
" اسلامي" همجوار گردد ؟!
نبايد
فراموش كرد كه ما در همجواري خود با نيروهايي مواجه هستيم كه يا اصلاً منكر هويت
تاريخي افغاني اند و يا به دليل تصنعي بودن و نداشتن سابقهء تاريخي،
بر تاريخ ، فرهنگ و هويت تاريخي ما حسد ميبرند و آن را مانع تحقق
پلانهاي شوم توسعه طلبانه و سيطره جويانهء خويش ميشمارند. از
سوي ديگر ، چنين ساده سازي هويت ، راه را براي مسخ تمام تاريخ ما و خوار ساختن
نشانه ها و مفاخر تاريخي ما باز خواهد كرد.
اگر عناصر
مشتكلهء هويت ملي چنان كه گفته آمد ساده ساخته شود و جريان فرار دادن
روشنفكران و درسخوانده گان آگاه و متعهد به منافع و مصالح علياي ملي
نيز ادامه يابد ، دگر چه چيزي مانع از تطبيق اين پلانهاي شوم
بيگانه گان خواهد گرديد؟
"صرف نظر
از اين كه عاملين فاجعه بر نتايج و پيامدهاي عمل خود وقوف داشته باشند
و يا نداشته باشند ، نابود كردن آثار ، مواريث و افتخارات فرهنگي و
تاريخي نه تنها عمل نابخشودني و جبران ناپذير است ، بل مخاطرات بنياد برافگني
را متوجه تاريخ ، فرهنگ و هويت ملي ما ميسازد . متأسفانه ما بخش مهمي از
ارزشهاي بي بديل و غير قابل احيا را از دست داديم. اكنون ، كاري كه كرده ميتوانيم
، آن است تا با مساعي مشترك و گستردهء همه افغانهاي آگاه و وطندوست به رفع و
دفع مخاطرات ناشي از آن بكوشيم و از تكرار همچو فاجعه ها جلوگيري
نماييم" .
ما از همه
دانشمندان ، نويسنده گان ، هنرمندان و فرهنگيان افغان كه متن اعلاميهء
پيشنهادي آسمايي را مشتركاً امضاء كردند تا براي دفاع از ميراثهاي تاريخي و
فرهنگي در يك صف واحد قرار گرفته و تمام افغانهاي آگاه و بامسوووليت را به
تأسي از منافع و مصالح علياي ملي به دفاع از وثيقه هاي معتبر
هويت تاريخي و فرهنگي افغاني و حيثيت بين المللي ملت و كشور ما
فراخوانند ، سپاسگزاريم و اين شمارهء آسمايي را به قربانيان معصوم اين جنايت
و به يكايك كساني كه براي آنها در سوگ نشسته اند و از جمله به پيروان آيين
بودا ، كه اين آثار براي شان داراي تقدس مذهبي نيز بود ، اهدا
ميكنيم.
در
پايان يك نكتهء ديگر را نيز بايد روشن سازيم : آسمايي نشريهء فرهنگي
بين الافغاني بيطرف و غير سياسي بود ، است و خواهد بود. و امّا ، ميان
بيطرفي و بيتفاوتي مرز روشني وجود دارد. ما در برابر نيروهاي درگير در منازعهء
قدرت برخورد همسان داريم و از هيچيك اين نيروها به هيچ شكلي پشتيباني و
هواداري نمي كنيم . و امّا در مورد اعمالي كه بنيادهاي بقاي ملي ما را با مخاطره
مواجه ميسازند اگر از سوي اين نيروهاي دور باطل صورت بپذيرند و يا از طرف هر
كس ديگر ، سكوت نخواهيم كرد.
البته
موقف ما ، از موقف آناني كه ميخواهند از جنايت اخير براي زدودن لكهء
ننگ از رخ ديگر بازيگران روي و پشت پردهء فاجعه هاي خونين و ننگين اين 23 سال
بحران تباهي آور ، استفاده كنند فرق دارد. هيچ جنايت نميتواند جنايت
ديگري را تبريه كند.
اگر آسمايي جرأت آن را نداشته باشد تا از ميراثهاي تاريخي و
فرهنگي افغانستان و هويت تاريخي ، فرهنگي و ملي افغاني دفاع كند ، حق آن را
نيز نخواهد داشت تا نامش آسمايي باشد و يا خود را نشريهء فرهنگي بين الافغاني
بخواند. ما در اين مورد با همكاران قلمي آسمايي نيز مشوره داشته ايم
و در اين راستا ديدگاه و موقف مطروحه در " اعلاميهء
فرهنگيان افغانستان" رهنماي ما ميباشد . در اين زمينه ، ما ، آرزومند
دريافت ديدگاهها و مشوره هاي خواننده گان گرامي
آسمايي نيز هستيم و به آنها ارج خواهيم نهاد.
***
برگرفته
از شمارهء 18 -19 مجلهء آسمايی مورخ جولای 2001
|