spacer
نشریه پرستوها از شما و برای شماست   ، به  آن اشتراک نمائید ، هر دوماه یک بار انتشار می یابد.Welcome to www.parastoha.dk 1
1
1
1
header
navigation
مطالب ویژه

footer
مطالب ویژه
تأملي بر جهان بيني مولانا جلالدين محمد بلخي
footer
مطالب علمی

 عایشه درانی یا عایشه افغان

     

عایشه بنت یعقوب علی خان بارکزاهی شاعره بزرگ افغان درنیمه دوم

قرن دوازده هم در شهر کابل تولد یافته و علوم متداوله آن زمان را از قبیل

صرف  نحو   معانی  بیان تجوید و ادبیات را در محله ی  بنام (توپچی ها)

شهرت داشت به پایان رسانید.و به عمر بیست سالگی شروع به سرودن

اشعار نمود. طوریکه روایت می کند اولین شعر خود را در حضور تیمور

شاه درانی در تعریف افق گلفام گفته است .تیمور شاه از قریحه شعر سرایی

او حمایت نمود. انعام و بخشش های زیاد به او تقدیم میکردو و مقام بلندی

برای او عطا نمود. از قسمت اول دیوان خطی عایشه درانی به خوبی محسوس

میگردد که شاعره از حیات خود خشنود بوده و زضایت کامل داشت.

ولی قضا و قدر ضربه سختی بر او نواخته و تمام خوشی او را ار او بریده

بود.زیرا یگانه پسر او که (فیض طلب ) نام داشت و مانند پدر عایشه

(توپچی ) باش بود. در مقدمه کشمیر در سال (1227) با محمود شاه درانی

و وزیر فتح خان بارکزایی به سمت (میرآنش) به آنجا رفته بود و در آنجا

به عمر (25) سالگی کشته شد . و مادر را مبتلای غم و غصه ساخت

قسمت دوم دیوان اشعار او که قلمی بوده است مملو از احساسات تلخ

و اندوه بار است و اکثر آن را در مرثیه ئ پسر دلبند خود گفته  مادر

داغدیده هشت سال دیگر زند بود . ودر سال (1235) در گذشت.

عایشه درانی دیوان مکمل دارد که آنرا به تاریخ (26رجب سال 1232)

تمام نموده بود که خوشبختانه دیوان او از بین نرفته و به امر امیر

عبدالرحمان خان به طبع رسید که دیوان ومطبوع آن با دیوان خطی

بعضی اختلافات دارد. دیوان او در سال (1889) چاپ گردید.

این اولین دیوان زن افغان می باشد که به اجازه امیر عبدالرخمان خان

در کابل زیور چاپ یافت

 

************

نعمونه کلام عایشه درانی

 حالتی عجیب دارم خویش را نمیدانم

کیستم کجا بودم در تفکر حیرانــــــم

 

گاه مست و مدهوشم گه ز سر رود هوشم

گاه بـه بزم عاشقان گه چــو گل پریشانــم

 

گه چو صبح نورانی گاه چو شام ظلمانی

گه به تخت سلطانی گه فقیر و حیرانم

 

گه روم به میخانه گه روم به بت خانه

گه روم سوی مسجد گه به ذکر قرانم

 

گاه  عشق میورزم گاه چو شمع میسوزم

گه به مجلس رندان گه چو ابر نیسانم

 

گه شود چو دیوانه گه شوم چو فرزانه

گه  چو ابر گریانم گه چو غنچه خندانم

 

گه دلیل افلاطون گاهی میشوم مجنون

گه  پی شفای خویش گاه به ترک درمانم

 

گاه روم سوی صحرا گه نشسته ام تنها

گه چون عاشق مجنون گه به سلک زندانم

 

گه به حیرت (عایشه) گه به فکر و اندیشه

گه زغم جگر ریشم گه ز خود گریزانم

 

*********
footer
footer
مطالب ویژه
نشریه پرستوها از شما و برای شماست
اینجا کلیک نمائید
footer
معـرفــي کتــاب
footer
دکلمه اشعار
footer
کانديد اکادِمسين دوکتور اسدالله حبيب

footer
دکتر رازق رویین
footer
 
 
Copyright 2003 © Parastoha.dk