مهمانان
گــــرامی ! خـــواهران و بـــرادران عزیز! ایـــن گفتار کـــوتاه صرف مـروریست بر
چگونگی سرایش شعر یا خامه های داکتر اسدالله حبیب. شعرهای او ظاهرا در سه مجموعه
بنامهای "خط سرخ "، "وداع با تاریکی" و" آتش در نارنجزار" فــــراهم آمده اند.
فراتر از آن، هستند فراوان سروده هـــای که بارها درسالهای پیشین ازطریق رادیــــو
افغانستان دکلمه شــــده انــد، اما از انتشار در مجموعه های شعری محروم گردیده اند
و تنها در لابلای مــجله های چندین سال پیش وجود دارند. مانند شعر " افسانه "
کــــه در سال 1341 در مجله ژوندون چاپ شـــد و سپس داکتر غـــــــلام محمد تغی
زاده در کتاب شعر معاصر دری در افغانستان آنرا جا داده اســـت، مانند ایــــــن
شـــعر سروده های زیادی اند که در مجموعه های شعری آغازین داکتر اسدالله حبیب تا
هنوزانتشار نیافته اند .
نخستین
سروده های داکتر اسدالله حبیب بــــا تخلص زئیر در هفته نامه ستوری شهر میمنه به
چاپ رسیده اند. آنگاه شاعــر 16 سال داشت و شاگــــرد صنف نهم بود. از آن پس به
صــــــــورت پراگنده در مجله های پشتون ژغ و ژوندون شعرهایی از این قلم خوانده شده
است.
دفتر " خط سرخ " شـــعر های هستند که بیشتر با رنگ و بــــــوی تعهد و مسئوولیت و
با پیام هـــای سیاسی سروده شــــــده اند. در دفتر شعر " وداع با تاریکی " شعرهای
جادارند که از سالهای پیش ازآن روزگار بوده اند. در هر دو مجموعه غالباً شعر های
نیمه عـــــروضی یاسپید کــــه بــــه شعر نیمایی شهرت دارند، به چشم میخورند. اما
در آن میان چند غزل هم جلب توجه می کند .
مجموعه " آتش در نارنجزار " بیشتر دفترغزل اســــت و چنان می نماید که شاعر باز به
غزل روی آورده باشد و آن صورت شعری را بــرای بیان احساس واندیشه خویش مناسبتر
یافته است. مگرغزلهایش دراین مجموعه حال و هوای متفاوتی دارد. بـدین معنی که گاه
گاهی بـیان و تصاویر، رنگ طنز فلسفی بخود مــــی گیرند که درگذشته جای آن با اندوه
و خشم و گاهی هــم با پرخاش پر شده بود.
روان
شاد استاد نکهت سعیدی استاد فاکولته ادبیات دانشگاه کابل در مقاله یی کـه در مجله
عـــرفان سال 1359 منتشر ساخت، در بارهء شـــعر هـــــای داکتر اسدالله حبیب چنین
داوری می کند: « از سال های 1360 بدین سـو پیشرفتهایی از رهگذر کیفیت در نشر رخ
داده و نویسنده های جدیــــدی ظــهور کرده اند. از جمله آنان نویسنده جـــوان
اســـدالله حبیب مقام مهمی را احـــراز کـــرده است و داستانهای کوتاه او بویژه
ناول سپید اندام بـــــــه سطح بلندی رسیده ..." مقدار نوشته های داکتر اســـدالله
حبیب نسبتا ًزیاد اســــت . او کارهایش را با سرا یش شعرآغاز کرد. تعدادی از
شـــــعر هایش درمـــجله ها چاپ شد، اما یک مجموعۀ شعرهای چاپ ناشده نیز آماده چاپ
دارد. شـــعر او به عنوان " حماسه انسان " درخور دقت می باشد. ( عرفان شــــماره
ســــوم ـ چهارم سال 1359 ) از دفتر شــعر " حماسه انسان ".
در
اینجا به صورت حاشیه باید یاد آور شوم که از" شعرحماسه انسان " که استاد نکهت
سعیدی آنرا " درخور دقت " شناخته اســـت و در سالهای پیش در مجله آریانا چاپ شده،
نسخه یی در دست نمی باشــد، و درسه مجموعه یاد شده نیزدیده نمی شود.
دکتر لعل
زاد در کتاب شعر معاصر دری در افعانستان در باره شـــــعرهای داکتر اسدالله حبیب
چنین می نویسد:
ـ در
باره شعر حبیب می توان گفت که شعر او با مرام ویژه ای بوده و بیشتر نمایانگر چهرۀ
اصلی مردم عوام کشور میباشد که نابسامانی ها، محرومیت ها و نابرابری هـــــای
اجتماعــی را آشکار مــــی سازد. حبیب شاعریست که به شیوه واسلوب تازه شعر می سراید
و میتوان او را نماینده شعر نو درافعانستان خطاب کرد. " ( از ص 325 کتاب شعر
معاصــــر دری در افغانستان تالیف داکـتر غلام محمد لعل زاد. چاپ دهلی ).
از
شعر هــــای دکتر حبیب درسال 1989 " شــعر دجله " و " شام بغداد " در روزنامه
الشوره چاپ بغداد که به زبان عربی ترجمه شده، انتشار یافـــــت. دو شعر دیگر به
ترجمه روسی در مجله ادبیات خارجی د ر مسکو منتشر شده است. درهـــمان سال مجموعه
شعرهای داکتر اسدالله حبیب بــا ترجمه به زبان بلغاری درصوفیه به چاپ رسید.
این
دفتر شعر که "وداع با تاریخ " نام دارد در86 صفحه توسط مترجمین: ایوانف، سعید
افضلی و پیـُتراند راسوف ترجمه شده و در آن 30 شعر جا داده شده است .
درمقدمه
یی دفترمذکور چنین نوشته شده: " درسروده هـــای دکتراسدالله حبیب غنای فرهنگی،
شجاعت وطن پرستانه، لطف، نرمش و نگرش فلسفی باهم می آمیزند".
بازپسین نکته یی که درمــــورد شعر ســــرایی داکتر اسدالله حبیب باید بر آن مکث
کرد همانا توجه شاعر به نیاز موسیقی ماست . آواز خوانان مــــا به ویژه درجامعه
دوراز دیار آبائی شان به شعرو تصنیف های تازه و دلپذیر نیاز بیشتر دارند و بادرک
ایــــــن نیاز داکتر اسدالله حبیب، تقاضای شـــماری از سرآمدان موسیقی ما را بی
پاســــخ نگذاشته، غزل هـــــا وتصنیف های را از سروده های خویش، در دسترس شان
گذاشته اســـت که به آواز ایـشان فضای مــــوسیقی ما را رنگین ساخته است. این
همکاری با روان شاد استاد سر آهنگ آغاز یافت.
نخستین غزل چنین آغازی داشت:
اگر
اشتیاق وحدت به دری چیده اید شب تیره رخت بندد سحری دمیده اید
ایـــــن
غزل به آواز استاد ازتلویزیون افغانستان پخش شـد ودر ویدیوهای (ندای جاویدان ) در
اختیار دوستداران مـــوسیقی قرار گرفت. دومین آواز خوان آقای احمد ولی اســت که
شــــماری از تصنیف ها و غزلهای داکتر اسدالله حبیب را در قالب آهنگهای زیبا ریخته
و به آواز گیرایش در سی دی هـــــا ثبت کرده است. دراین ردیف آوازخوانان دیگری
هــــــم هستند کـــه ذکرنام های همه را بـــیرون از حوصله این مقالت می دانم.
با درود
و تشکر بی پایان
مدیرمسوول نشریه پرستو ها در دنمارک
نجیب
برید