پنج
سخن
ازپنجسال
نبودآن دانای سخنور
(یادی
از پروفیسور دکتر
جاوید)
9 اسد (مرداد) 1386

"رنگ آب ازسیلی امواج
میگردد کبود"
بیدل
سخن از کابلی مردی میرود،
که هشتاد ویکسال پیش ازامروز (1305 خیامی) درروستای "باشنده" که محله ی
دار تراشان آوازه داشت، بدنیا آمد. درزیست نامه این ادب شناس و اوستا کیش کابلی
تبار (استاد دکتر عبدالاحمد جاوید (ره)) آورده اندکه: " عبدالاحمد فرزند
میرزا عبدالصمد درسال 1305 خورشیدی درمحله ی پایان چوک، درگذرحاجی غزت خان کابل
زاده شد".

دراین روزگار نامرادی واین دوران نامردی بسیار
روزگار، اگرنمی توان آن پیرسخن وپهلوان دانش پارسی را پیراستگی و شایستگی بازنمود؛
دست کم میتوان پنج سخن در پنج ضلعی زیست ونام او، کار وکرداراو و اندیشه و آیین او
بیان کرد. ازین سر است که میخواهم پنج بند (پاراگراف) در برابر پنجسال نبود استاد
درپیشگاه روان او و نگاه شما پیشکش دارم:
یک- دکترجاوید، یکی ازبرجسته ترین پژوهندگان
تاریخ سخن پارسی در سرزمین کنونی ما (بازمانده ی سه شهر از هفت شهرخراسان، سیستان،
کابلستان و تخارستان) است. اوزادگاه فرزانگان این کهن بوم وبر را در نامه های خویش
بیان کرده است.
دو - پروفیسورجاوید، یکی از بهترین دانشمندان
اوستا کیش وپارینه باور آیین وفرهنگ خراسان شرقی درایرانزمین است. اورا میتوان
آموزگار خوانش اوستا در کابل زمین شناخت.

سه – استاد عبدالحمد جاوید، پایه گذار رادیو ونخستین
برنامه ساز کاررسانه یی در بخش رادیو وهمین ابزار ارتباط جمعی در جامعه ی ماست. پس
میتوان ایشان رایکی از چهره های کاردان در ژورنالیسم و خبررسانی دانست.
چهار- جاوید دانا، ازبهترین و سرشناسترین
استادان ممتاز دانشگاه کابل و خود از گسترش دهندگان آن در زمینه های گوناگون
(دانشکده ها) دانش و آموزش برای فرزندان مردم این کشور واین مرز پرگهر بوده است.
پنج- شادروان پروفسور عبدالحمدجاوید، نوجوانی
وجوانی خویش را در آموزش دانش سخن وادب پارسی سپری نمود، اما دوران بالاتراز 30
سالگی تاپایان زندگانی را درکنار خانواده، مردم و در پای شناخت فرهنگ وآیین نیاکان
(فرهنگ ورجاوند خراسان بزرگ) پرداخت. آثار ومیراث بازمانده از آن دانای آگاه و
آگاه دانا، با کتاب اوستا وچند نامه دیگر گوشه یی از پهن دشت تاریخ زبان پارسی را
پاسداری میکنند.
من ازنام خودوبا کسب دستور ازگروه هم اندیشان
خویش بیرون ازسرزمین، به روان آن استاد توانا، درود میفرستم. سزاوار میدانم که
درهمین جا به همه بازماندگان و بستگان (سرکار خانم نفیسه جاوید همسر و آن فرزندان
نیک سرشت استاد) نیز نیایش صبر وشکیبایی بکنم. بدیهیست که روی سخن بسوی دانشیان و
همطرا زان استاد نیز هست. پس برای ایشان و همه جامعه فرهنگی درون وبرون سرزمین
مان، نیز پنجمین سال نبود استاد سخن دکتر جاوید را تسلیت میگویم. یادش را گرامی
بداریم وراهش را به گرمی پیشواز گیریم.

برای بدخواهان ااستاد نیز
عاقبی میخواهم همانند نفرت سیف فرغانی شاعر دوران مغول از بیگانگی و ویرانگری آن
دوران، آن شعر اینست که میخوانید:
بگذرد
هــــــم مرگ بر جــهان
شما نیز بگذر
هــــــم رونـق زمان شـــمـا
نیز بـگذرد
وین بومِ محنت از پیِ آن تاکند خــراب
بــر دولــــت آشـیان شـــمـا نیـز بگذرد
بــاد خــــزانِ نکبـتِ ایــــام
، ناگـــهان
بر باغ و بــــوستان شـــمـا
نیز بـگذرد
آب اجل کـــه هست گلوگیر
خاص وعـام
بر حـــلق و بر دهــــان
شما نیز بگذرد
چــون دادِ عادلان به جهان در بقا نکرد
بیـــــداد ظالـــــمـان
شمــــا نیــــز بگذرد
درمملکت چوُغرّش شیران
گذشت ورفت
ایـــــن عــــوعوی سگان
شما نیز بگذرد
بادی که در زماــــنه
بسی شمعها بکُشت
هـــــــم بر چــراغدان
شــــــما نیز بگذرد
این مملکت زکسان به شما
ناکسان رسید
دوران نــــاکسانِ شـــــمــا
نـــــیز بگذرد
زیـــن کاروانسرای بسی
کاروان گـذشت
ناچــــــار کـاروان شـــــما
نیز بــــــگذرد
بیش از دو روز نبـــود
از آنِ دگرکسان
بعــــد از دو روز از
آنِ شما نیز بگذرد
بر تیرِ جـــورتان ز
تحمّل، ســــپر کنیم
تــــا سختیِ کمـــان شــــــما
نیز بـگذرد
بیژنپور آ.آبادی