سایت پرستو ها انعکاس دهنده  هنر ، فرهنگ ، کلتور پرافتخار جامعۀ ماست  

... مطالب ویژه

    به وپ سايت پرستو ها خوش آمديد *** به نشريه پرستو ها اشتراک نمائيد *** نشريه پرستوها هر دو ماه يک بار انتشار مي يابد  

فهرست عناوين

ppppppp

 به نشريه پرستو ها اشتراک نمائيد *** نشريه پرستوها هر دو ماه يک بار انتشار مي يابد

معـرفــي کتــاب

پژوهشگر اسدالله حیبب

دکلمه اشعار

رویداد های مهمی جهان

هئیت تحریر

       
 

دوکتور احد وفا معصومی

 

بنام خداوند بخشاینده مهربان

(سیمینار بین المللی یاد از چارمین سال ارتحال زنده یاد اکادمیسین پروفیسور جاوید)

با تقدیم عرض ادب واحترام به پیشگاه تک تک شما عزیزان هموطن وبا تمجید از احساس حقگزارانه وشایسته ایکه نبود این ابرمرددانشمند وفریهخته فرهنگی را از سویی بادرد واندوه به غم نشسته اید وازسویی با نثار دعا بر روان پرفتوحش به پاس از خدمات بی نظیروتحقیقات ارزنده ایکه این مرحومی در عرصه تاریخ وفرهنگ فارسی انجام داده اند هیچ انسان صادقی وجود ندارد که به خود نبالد وافتخارنکند. نبود استاد جاوید برای دوستداران ادب فارسی جای خیلیها درد وتاسف است. مضمون این سیمینار بین المللی هم ازهمین جهت عرض احترام وتهنیت به مقام استاد سخن دوکتور جاوید ویادی از چارمین سال رحلت دردناک این ابرمرد خدمتگار تعین گردیده است.

«صدزبان بایدم ازبهربیان کـــــــــــــــردن حال

نشود کار میــــسر به زبــــــان قــــــــلمی»

درود وصلوات بی پایان بر روان پاک این مرد دانا، دلیر وبرحقیکه هرآشنا وناآشنای آگاه وصدیق درنبودش غم خوردند وگریستند ونداشتنش را برای همتباران، همفرهنگیان، هموطنان وعده کثیری ازهم جهانیان پژوهشگرش که آرزومند دانستن چهره هنوزهم واقعی تر وبهتر ازچگونگی پیشینه تاریخی، فرهنگی این خاک کهن ومقدس ومردمان بلندآوازه وآزاده اش در فرازونشیب تاریخ گهی درخشان وگاهی هم پریشان بودند خیلی افسوس نمودند.

آنانیکه استاد را از نزدیک میشناختند وبه نحوه تحقیق دقیق وبی شایبه وثمربخشش ایمان داشتند نداشتنش را درجمع همتباران دانشمندش ضایعه بزرگ وحیف جبران ناپذیری در ردیف دیگر محققین کوشا وپویای زمان در حوزه تمدنی ما شمردند.گرامیداشت از دوران زنده گی پر ازتلاش وپربار عاشقانه پژوهشی پروفیسور جاوید درحقیقت بزرگداشت از فرهنگ وتاریخ گرانبار فرزانگان جهان آوازه این مرزو بوم مشهور ونامی میباشد که در شاهراههای تاریک زمانه هاباچهلچراغهای حکمت ومعرفت به مردمان حهان درس انساندوستی، وطنخواهی، درس آزادی وزیست باهمی ودرس تحقیق وتتبع راستین میدادند. ولی با اسف فراوان از سویی هم کم نبودند آنهاییکه حسودانه، تنگنظرانه وخودکمبینانه وپیوسته به گذشته سنگ سر راه فغالیتهای پربار این دانشمند عظیم وعاشق میهن شده وابلهانه از آفتاب خدمات این بزرگمرد دشمنانه وناشیانه انکار میکردند وآرزوی کثیف زوال عظمت هویتها وریشه های قومی تاریخی فرهنگی مردمان اصیل وبومی این گلزمین مقدس را به سود دشمنان تاریخی وعنعنوی این خاک به سر می پرورانیدند. به گفته حسن سنجری دهلوی:

«ازفضول حاسدان فضل حسن مخفی نماند

آفتاب اندر پر خفـــــــــاش پنهان کی شود»

ناگفته پیدا بود که آوارهای روبه زوال این اتهامات وحسادتهای ناشی ازاحساس حقارت بیمارگونه ومذبوحانه ی بی جهت ووحدت شکن درحرف وعمل خلاف حقیقت درین ارتباط باعث خوشنودی دشمنان فرهنگ وتاریخ گرامی ما وناخوشنودی دوستان وطندوست میگردید. از زبان رسا واز قلم وتحقیق بی ریا وگرانبهای این مرد متین وشناخته شده درسطح جهان نه تنها مردمان ممالک حوزه بلکه دانشمندان ومستشرقین سراسر جهان باشواهدومدارک غیرقابل انکاریکه جناب ایشان ارایه دادند فیض ها بردند وباردیگر واقعیتها وحقایق تاریخی این خطه مردآفرین وفرهنگ گستر را برخلاف آنچه جعل شده ودر هزاران پرده سیاه حسادت، انکار ونهی پیچیده شده بود شفافتر وواقعی تردیدند وبه حقیقت روشن وثمره کارواقعی جناب ایشان تا آنجاییکه دیگر برای اتهامات غرض آلود سیاسی وحسادتهای فرهنگی تاریخی با ارایه اسناد ومدارک تردیدناپذیر دیگر جایی برای شک وتحریف باقی نگذاشتند. پروین اعتصامی در رابطه با فریبکاران باری گفته بود:

«لقمه ســـــالوس که را سیر کرد

چند به این لقمه ترا اشتهاست»

استا جاوید عزیز پدرمعنوی تمام اقوام این مرز وبوم درمسیر اهداف والا وبرحقیکه در رسالت به سرمنزل مقصود رسانیدن آرمانهای عالی انسانی فرهنگی ــ ملی در برابر تاریخ کهن ومردمانش داشت از جان ودل خودرا مدیون خدمت وروشنگریهای تحقیقی تاریخی گذشته های اقوام کشور محبوب خود می دیدند که ازیک طرف با قبول زحمات وتحمل رنجهای فراوان وبا اشتیاق خستگی ناپذیر شباروزی باید دردفاع از حق ورد باطل ورفع غلطیهای عمدی ایکه از جانب هموطنان بیگانه صفت وبیگانه دستور ومستشرقین هدفمندیکه از فرهنگ به نفع سیاسی های غرض آلود سو استفاده میکردند و مانند مستشرقین یاوه گوی انگریزی هدفی جز نفاق وچیره گی شب بر روز تابان نداشتند بیش از پنجا سال عمر گرامی خودرا صرف تلاشهای ثمربخش ومستند برای اثبات حقایق نمودند. جناب ایشان دانشمندانه فهمیده بودند که متاسفانه آیینه تاریخ باامانتداری ی در خور حالش تجلی واقعی نمیکند وبا آنکه قدسیتش باید دست ناخورده ومکدر نشده باقی بماند، گه وبیگه مورد جعل وتحریف و دزدی قرار میگیرد که باید سری به آن زده شود ودوباره پاک وتمیز نگهداری شود.با آنکه خستگیهای روزافزون وکسالتهای جسمی روانی ناتوان کننده عاید حال ایشان شده بود وبعضا هم به شدت آن افزوده میشد هیچگاهی مانع کار عاشقانه استاد نگردید وتاتوان داشت خودرا در دوام کارش موظف پنداشته وقبول نموده بودندکه به گفته شاعری:

«عشق بی درد سر نمی باشد بحر بی شور وشر نمی ماند»

 استاد جاوید تمام اقوام کشور را به منزله گلهای باغ یک گلستان وطن دوست میداشتند وعاشق برحق فرهنگ گرانبار ششهزارساله مردم خود بودند.مردیکه علاوه از زبان مادری اش به دیگر السنه از جمله زبان پشتو محبت میورزیدند وآثاری چندی هم ازین زبان به زبان فارسی ترجمه نموده اند. استاد از هفتخوان دسایس عمدی وحسودانه پیش پا انداخته شده از جانب دژخیمان مانع پیشرفت ومزدوران تفرقه انداز واجیران بیگانه، بی پروا ودلیر به راهش رفت از کوره راههای پرپیچ وخم تاریخ گذشت وتا به حقایق فروزان تاریخی فرهنگی در طی قرون نرسیدند هیچ خبر وهیچ نبشته ی را بدون اثبات ودلایل بنام سند نپذیرفتند سره را از ناسره وحقیقت را ازجعل بابراهین واسناد قناعت بخش جدانمودند وکوههایی از شک وتردید ساختگی وآمیخته با حقیقت را که اگر دیگران درطی قرنها از سر راه حقیقت برمیداشتند ایشان با ازدست دادن رشته گرامی وعمر عزیز شان در اندی کمتر از پنجاه سال طی نموده وبه اتهامات وابهامات عمدا وارد شده فاشیستان خط بطلان،کشیدند وبه اینصورت به چشمه های روشن نور حقیقت وصفای غیر قابل انکار حقایق تاریخ وفرهنگ گرانبار زبان فارسی دست یافتند که دیگر کسی رامجال تحریف، تغییر وچون وچرایی باقی نگذاشتند. او در جمع محققین ومردان متجسس یکی ازآن مردانی بود که صایب تبریزی باری فی المثل در موردشان گفته بود:

«عشق اگر داری جهان گو سربه سر زنجیر باش

صاحب ســـــــــــــــــوهان نه انیشد زبندآهنی»

شاید برما هم فرهنگیانش صدها سال بیهوده وبیحاصل وخدانخواسته حتی بی درک واحساس وبدون همت وبدون اندکترین عشق دفاع ازافتخارات تاریخی اجداد آزاده تاریخ وفرهنگ پربار ما بگذرد تا اگر دریکی ازما شعله قبول وتن دادن به همچو زحمات در برابردفاع برحق از تاریخ وفرهنگ ماشعله ور گرددتمردانه ومسِولانه به پا بایستیم، و دردمندانه،،ضرورتمندانه ومتحدانه بتوانیم وبخواهیم وبه یکی از پله های جایگاه شوق دلسوزانه ودلیرانه استاد تکیه زنیم، ولی اگرخواسته باشیم که روح بلند وعشق بلیغش را احترام بگذاریم وراهش را در تکمیل بسیاری ازکارهایی که هنوزهم وخیلی هم زیاد پیش رو داریم به توصیه استاد ادامه بدهیم آنگاه کمر عشق وهمت جاویدانه ورستمانه وهمت فرهادگونه بسته ایم وتا واپسین روزبرغم سنگ اندازیهای دشمنان مردم وفرهنگ مان از آنسوی ابحارتا اینجا دنباله کارهای انجام ناشده را گرفته و آنرا وظیفه ایمانی خود بشمریم وبه پای اکمال برسانیم. برماست که روز از شب نشناسیم وبه همکاری همدیگر وبا دست اندر دست همدیگر دادن به عنوان کشتی نشینان مسول وموظف یک دریای پهناور تاریخ، زبان وفرهنگ مشترک چون عزیزمان این رسالت عظیم تاریخی خودرا به هرشکل وگونه ایکه معقول ومقبول میدانیم متحدا دور از خودخواهیهای بیمورد وسفسطه بازیهای خشک تحریک شده و جبونانه کمرشکن وفرهنگ شکن تلقین شده از جانب دشمنان که متاسفانه دامنگیر بعضی از روشنفکران ما شده است به آخر برسانیم،روشنگری نماییم وغنا ببخشیم ورسالت ایمانی تاریخی مشترک به همه را وظیفه تنها وتک آن دانشمند، آن مبارز، آن عیارووطنپرست ندانسته بل همه آغااز وانجام یک دایره مسِولیت وهمکاری باشیم، کاخ فرهنگ، وغرور ملی باید پایدار بماند واگر ازنابخردی حسودان صدمه دیده است هرچه زودتر وپولادین تر مرمت وآباد گردد. به فرموده مولانای بلخ:

آب دریا را اگر نتوان کشید پس به قدر تشنگی باید چشید

آنوقت توانسته ایم وصایای پدر معنوی خود اکادمیسین جاوید را عزیز وارجمند داشته ودر برابر استواری شخصیت، لیاقت، فتوت، صبر، تحمل، پایداری و زحمات خستگی ناپذیر وداعیه برحقش، در برابراحساس والای عشق به فرهنگ ووطن ششهزار ساله اش سزتعظیم وتکریم فرود اورده ایم وتهنیت گفته ایم، آنوقت باایشان در ادامه کاروراه راستش میثاق وفا بسته ایم وروان جاویدانش را خوشنود نموده ایم. اگر دشمنان دیرین ونفاق انداز بشریت، انگریزان وهمکیشان تسلط کر ترسایی ایشان وبیگانه کان آنسوی ابحار گل زبان فارسی رابعد از هشتصد سال از هند ریشه کن نمودند به خاطر این بودکه توان استشمام رایحه ی آزادیبخش ومست کننده این زبان حق وخدایی را در دفاع از حق وآزادیخواهی وآزاده سرشتی این زبان نداشتند.سلطان ن محمود ترک تبار وترک زبان فرزانه در گلستان زبان فارسی نشیمنگاه ساخت ولی نوید فتوحات خودرا با زبان فارسی واز کاخهای مسحور کننده ورسایش بگوش افسران،خراسانیان ومردم جهان میرسانید.

 او برای موثریت کار وبرای به شور وشجاعت آوردن سپاهش فتوحات خودرا به زبان مقدس مولانابگوش مردم زمزمه مینود.استاد گرامی ودوستدار فرهنگ ازجان ودل دوست داشتنی اش ضرورت داشت تاشقایقهای آزاده ولاله های این دشت ودمن ششهزارساله خون دل خورده را در باغستان وطنش دوباره باغبانی نمایند که واقعا در ادای این رسالت پیروز گردیدند ودین برحق ملی ــ فرهنگی خودرا در برابر مردم ووطنش ادا انمودند. حسادت وبدبینی به مقابل زبان فارسی به دشمنان نشان داد که تیشه به زبان خود میزنند چه انکشاف دیگر السنه باهمه زبان سازی بدون درخت گشن بیخ فارسی به مشکل درسیر تکامل وغنای خود مواجه میشود چونکه این زبان زبان فرانکو لنگوه میباشد.

دانشمندی از تبارسخن پردازان آزاده بلخ باری به طعنه وبرای عبرت هم زبانانش گفته بود:

«چه روی داد که آهن دلان صخره شکن

ستاده اندبه آنسوی شیشه های زمان

نه هیچ بادی از سوی خاوران برخـاست

نه هیچ ابری در سوگ آفــتاب گریست»

 

شخصیتیکه عمر گرامی وهدیه داده شده ازجانب خدایش را وقف راه تحقیق وتجسس هنوزهم بیشتر وروشن کرد ن فرهنگ مشترکمان نمود وچراغ روشنی بدست روهروان راه راستش داد تا در پرتو خودشناسی، وطن شناسی وفرهنگ شناسی خود دیگر فریب جعل کاران فریبگر وهویت ستیزان شب پرست قطالطریق وقطالتاریخ را نخورند وباری به خود بیایند وبرادرو هم مثل خودرا آگاهانه بخود آرند وبرشکوه پرافتخار تاریخ خودی اتکا نمایند واگر بنابر عللی به فرموده مولانا از اصل وتاریخ خود دور شده اند راههای نزدیک وهرچه ثمربخش وزودرس خودرا جستجوکنند، همدیگر خودرا دریابند ودست ازین کار ایمانی ملی برندارند.قبول این همه زحمات عاشقانه درادای مسیولیت در برابر تاریخ وفرهنگ خود کار ساده وسهلی نیست ولی باعصای همت وعشق وبستن کمرهای چرمین عزم وقبول احساس غرور تاریخی متحدا آنرا پیمودن وبه سر رسانیدن ممکن است نه طور وجور دیگر.اگر قهرمانی چون حضرت مسعود برای نجات وفرهنگش از سنگر گرم تبادله آتش دفاع میکند و از نوشیدن جام شهادت درین راه پرافتخارترسی ندارد، استادجاوید بیش از نیم قرن ازسنگرطاقتفرسای قلم وتحقیق فرهنگی به مبارزه نستوه ومقدسش ادامه داد وازآن شجیعانه دفاع نمود تا بلاخره بانام نیک حق گزاری ی پرافتخار دفاع ازحق وحقیقت در راه وطن وفرهنگ بانگاههای امیدوار ازسوی هم تبارانش به ادامه کار روشنگری تاریخی فرهنگی دایمی با مردم ووطنش به سوی جهان باقی وجاویدان وداع نمود. استاد در کتاب بی نظیر اوستااش از بیهقی مثال میزن:« مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد وآنوقت بداند که پهنای کار چیست» ودر مثال دیگر از بیقی ممیگویند:«اخبار گذشته رادوقسم گویند وآنرا سه دیگر نشناسند، یاازکسی بباید شنید ویااز کتابی بباید خواند»پروفیسور عزیز ومحترم آقای عبالرسول رهین رییس شورای فرهنگی افغانستان در سویدن در رویکرد چاپ دوم اوستای اثرمرحوم استاد جاوید نبشته والای و در خور بسا تمجیو شادباش دارند که در ادای دین در برابر خدمات استاد هرخواننده را فی الحال به ادای احترام وبه بوسیدن نبشته گرانبهای ایشان درحق شناسی از عظمت استاد وادار مینمایند.درگذشت استاد استادان پروفیسور جاوید تنها دردنامه محدود دروطن ماومردم ماوحوزه تمدنی مانبود بل برای تمام تاجیکان جهان وفارسی زبابان منطقه از ازبکستان، تاجیکستان تا حدود کاشغر وچین، فرهنگیان ایران ودیگر فریهخته گان اسیا از هند تا آنسوی جهان وبرای هرآن کسیکه از دانش والایش فیض دیده بودند وآثار مستند ایشانرا مطالعه نموده بودندفاجعه بس غم انگیز وتکان دهنده ی بودکه همه انگشت تاثر وتاسف به دندان گزیدندوگریستند.وبنابر قول وقرار برحق نیلاب رحیمی مهتمم چاپ دوم کتاب بی نظیر اوستا اثر پروفیسور جاویدکه میگویند:«ایشان ثبات ومردانگی خودرا در برابر هجوم دژخیمان سوگند خورده درحقگویی وحق جویی پدیدار کردند وازهمین سنگر نیم قرن رستمانه ازفرهنگ وارزشهای فرهنگی خراسان بزرگ چنان مستند ومدلل دفاع نمودند که برای خورده گیران ونقادان فرومایه وکم پای مجال رویارویی در برابر آن بزرگمرد را از میانبرد».

بلاخره وپس ازتحمل زحمات فراوان باهزاران افسوس وحسرت که استاد شام چارشنبه مطابق به سی ویکم جولای سال(2002) ترسایی برابر بانهم اسد سال (1381 هه، ش) جهان فانی را بسوی دار باقی پدرود گفتند وبا نبود خود قلب هزاران انسان همتبار وغیرهمتبار هموطن خودرا، قلب هزاران ادیب و پژوهشگر، نویسندگان وشاعران زبان فارسی را در سراسر جهان داغدار ومتالم نمودند وهمه به یک آواز ودعا تصدیق داشتند که مرحومی یکی از پژوهشگران بی بدیل ونمونه ویکی ازثمربخش ترین مردان در زمره امثال واقران خود در عرصه پهناور تاریخ وفرهنگ گرامی فارسی بودند.

 

 

دوکتور احد وفا معصومی

قهرمان جاوید

 

سزد گر دیده ســـــازیم در فـراقت ارغوان  جاوید
بیافشانیم جـــــــای اشـــک خون از دیدگان  جاوید

رسانید گـــــر ابوالقــــاسم کاخ نظـم تـــــا فردوس
تو بردی صیت هـویت تا فـــــــــراز آسمان جاوید

غواصان گر زقعر بحرها گوهـــــــر بیرون آرند
بیرون از قرنها آوردی تاج تاجیکـــــــــان  جاوید

کجا پنهان تــواند مهـر روشن کــس به دوانگشت
زدودی ابــرهــــا از چهر شمس آریان جـــــــاوید

بـــــه همت رستم عهد خود ودرعشق چون فرهاد
ازآن کــردت خدا جاوید نام ای قهرمان جــــــاوید

نمودی وقــــــف تحقــــیق بیش از پنجاه سال عمر
دفاع کردی زفرهنگ وزبان جاویدان جـــــــــاوید

به درد وزحمتت افـــزود دانیم بـــدســــگال امـــا
چه پروا کوه را از شدت باد خـــزان جـــــــــاوید

یکی گر در مصاف حق رود باخنجر وخــــــفتان
پنــاهگاه قـــلم بود مر ترا تــیروکمان جــــــــاوید

زغلغل های بی حاصل نیابیم گــوهر مقــــــصود
نفس ســــوزید اگرخواهید شدن نوشیروان جـاوید

به پاس خدمتت دست دعا داریــــم روز وشـــــب
همه مدیــــونت از امروز تا آخر زمان جــــــاوید

وفاداری به امرحق (وفــا) آموز از اســـــــــــتاد

مه آزما راه دیگر جز ره آزادگان جــــــــــــــاوید

 

در خاتمه باید گفت که تپشهای بدون یک برنامه واقعی وبدون احساس درد مشترک مسِولیت ملی ــ فرهنگی منجر به نتیجه نمیشودمگر اینکه چون استاد فقید با همت و پشتکار، دست بدست همدیگر بدهیم و باصبر وتحمل رنجها درین راه وبا تکیه بربازوان توانای عشق به فرهنگ وزبان خود دردمندانه وهم تبارانه به راه خود ادامه بدهیم. جاوید عزیز ومرحوم به ما آموخت چگونه باید آغازید وچگونه آدم به پیروزی میرسد باید دنباله رو راه و ابتکارات هرچه بهتربا در دست داشت چراغی که جاوید مرحوم در دستهایمان گذاشت رو به پیش برویم وهرگز مایوس نگردیم.

 

 

گاهنامه تحصیلی

اینجانب دوکتور عبدالاحد وفا معصومی فرزند مرحوم طوطی محمدخان معصومی معروف به قوماندان رِِیِیس میباشم. در زادگاه بومی ومالوف خود درقریه رامک ولایت غزنی تولدیافته واز نگاه قومیت به قوم قهرمان وبومی آریایی تاجیک مربوط میباشم. پدر مرحومی ام علاوه ازسمت رسمی، ریاست قومش را به عنوان یک وظیفه مهم رسیده از اجدادش همچنان به عهده داشتند.

دوران تحصیلی ابتداییه را در قریه زادگاه ام رامک به اختتام رسانیده، دوران متوسطه ام را در لیسه عالی دارالمعلمین کابل وبافراغت ازان درسال 1348هجری شمسی شامل دانشکده طبی دانشگاه کابل

شدم. درسال 1969 ترسایی از دانشکده طبی فارغ ومتصل به آن مدت یکسال را در مکتب احتیاط ویکسال دیگر را دربیمارستان صحت عامه ولایت ننگرهار ویکسال دیگر به حیث اسیستانت در دانشگاه طبی ننگرهار ایفای وظیفه نموده ام. مدت چارسال را درشفاخانه ابن سینای آنوقت که استادان تیم مدیکو امریکایی سرپرستی آنرا داشتند به آخر رسانیده وموفق به اختصاص در امراض داخلی گردیدم. متصل به آن برای یکسال از طرف موسسه صحی جهانی برای فراگیری زیادتر در واقعات عاجل قلبی دورانی عازم دانشگاه اصفهان شدم. دربرگشت به وطن برای یکسال در کلینیک صدری وظیفه انجام وظیفه نمودم از سال 1981 تاامروزکه مدت بیست وسه سال میشود درآلمان مصروف کاردر قسمتهای مختلف طبی میباشم.

در آلمان موفق به اخذ تخصص درانستیزی، مراقبت جدی داخلی ــ جراحی و اختصاص در تداوی واقعات عاجل وطب چینایی ( اکوپونکتور) شدم اکنون به حیث داکتر واقعات عاجل درشهر زیستگاه خود در آلمان میباشم.

چندین اثر ترجمه طبی دارم، مجموعه شعری ام بنام « درسیه روز جفا» حاوی اشعارضد تهاجم مثلث شرارت پاکستان طالب و حمایتگران فرا ابحار آن در کشورم میباشد، این اثر موفق به اخذ جایزه مطبوعاتی ازجانب مجمع ژورنالیستان جهانی در ویانا شد، کتاب دیگم ر بنام « سلام به یل کچکنه» دریادی از رشادتهای وطنپرستانه حضرت قهرمان مسعودسروده شده است، چندین اثر طبی وفرهنگی بامجموعه دیوان اشعامر در دست چاپ دارم.

 

 
   
pp
          Copyright 2003 © Parastoha.dk