|
سخنی اندرباب دکلمهءشعر
شنیدن
غزلی از صائب تبریزی در سایت یوتوب وسیله شد تا به بخش شعر و دکلمهء سایت روزنه رو
آورم . به همت دوست فرهنگی ماآقای عطازی مجموعهء بزرگی از شعر که بوسیلهء
دکلماتوران نو پردازخوانده شده اند ، تهیه ، ترتیب و نشر شده است . پارچه ها را
شنیدم ، نه تنها از سایت روزنه که ازبرخی سایتهای دیگر نیز . در حالیکه این عمل
را دربه دیدهء قدر مینگرم ، مواردی توجه مرا جلب کرد که دریغم آمد تا توجه دوست
عزیز عطازی را به حیث تهیه کننده و گردانندهء سایت خوب فرهنگی روزنه وسایر تهیه
کنندگان و دست اندرکاران شعر و دکلمه ، جلب نکنم . البته هدف این نوشته به هیچ روی
نقد اشعار خوانده شده نیست ، که اگر چنین میبود باید هر اثر بطور جداگانه مورد
بررسی قرار میگرفت . منظور این مختصر ارائه برداشت هایم از اشعار نشر شده است ،
برداشتهایی که مرا واداشت تا به گفت و شنود با برخی ازصاحبنظران این فن بپردازم و
در رابطه به چگونگی دکلمه حرفهایی از آنان داشته باشم تا اگر ممکن باشد کمکی شود به
آنعده دوستانی که تازه به این فن شریف روی آورده اند
نمیدانم
چرا وقتی دکلمهء شعری را میشنوم برمیگردم به چهار دهه قبل و بر نامه های ادبی رادیو
افغانستان . هیچگاهی وقت نشر برنامه های از هر چمن سمنی ، زمزمه های شب هنگام و
رادیویی مجله را از یاد نمیبردم . هیچ مصروفیتی برتر از شنیدن این برنامه ها برایم
نبود . آواز گیرا و دلپذیر بزرگوارانی چون داکتر اکرم عثمان ، عبدالله شادان ،
فریده انوری ، اقلیما مخفی ، گاهگاهی سیما
شادان و بعدتر گویندگان خوب و نامور چون ثریا صدیق ،
یاسین طهیر، نبیله همایون ، وهاب شادان و چند تن دیکر از جوانترها با خوانش شعر و
داستان گوش جان آدمها را نوازش میکردند . یاد همهء
شان در هر کجایی که هستند به خیر . عجیب روزگارو امکاناتی بود . برای ثبت
برنامه های ادبی فقط استدیوی پل باغ عمومی را داشتیم . وقت ثبت برنامه ها معین بود
. پرودیوسر و نطاق ناگزیر بودند در همان وقت تعیین شده کار شانرا تمام میکردند و
اگر چنین نمیشد قیامت بر پا بود ، شکایت میشد ، دعوا راه میافتاد و حرفهای ازین
قبیل ؛ و با تمام محدودیتها سعی همه برین بود که کیفیت کار خوب باشد و از حق نگذریم
که خیلی هم خوب بود و اگر خوب نمیبود اصلا" به نشر نمیرسید . همین بود که هم تهیه
کننده و هم گوینده برنامه با احساس مسوولیت و با آماده گی کامل بسوی ستدیو میرفتند
.
و اما دکلمه
های این روزگار : اگر بگوئیم دگر اصلا" دکلماتور نداریم حرفیست نا صواب ؛ و اگر
بگوئیم در حال حاضرهم دکلماتوران خوب داریم بازهم حرف ما ناصواب است . به باور
کامل در جمع آنانیکه تازه به این کار رو آورده اند کسانی است که استعداد خوب دارند
واگر با پشت کار این راه را ادامه دهند ، آیندهء خوبی خواهند داشت . به هر حال آنچه
را این کمترین در تعداد زیاد دکلمه ها قابل دقت و توجه یافته است ، موارد زرین است
:
ــ بیشتر این
دوستان در تلفظ کلمات مشکل دارند . بگونهء مثال اداکردن حرف ح به جای الف و الف
به جای ح وحمزه چون حشمت را اشمت ، هجران را اجران ، هردو را اردو و هردم را اردم
خواندن .
ــ توجه
نکردن به این مساله که فشار روی کدام حرف یک کلمه باشد تا معنی آنرا بتوانند بهتر
به شنونده برسانند .
ــ نادرست
تلفظ کردن کلمات مثلا" آسمان را آسه مان ، دشنه را دشنه (با کسر دال ) و مانند آن
.
ــ بیشتر این
دوستان شعر را بسیار به عجله خوانده اند و هی تلاش کرده اند که زود بخوانند و از
شرآن خود را نجات دهند .
ــ انعکاس
آوراز در برخی از دکلمه ها آزار دهنده است .
ــ به
هماهنگی بین موزیک متن و آواز گوینده در برخی دکلمه ها کمتر توجه صورت نگرفته است .
و کمبودیهای دیگری ازین دست . این مساله مرا واداشت تا پای صحبت بزرگان این فن و
شخصیتهائیکه تجارب بزرگ درین عرصه دارند ، بنشینم و نظرایشان را جویا شوم .
داکتر اکرم
عثمان :
وقتی مساله را
با پژوهشگر، محقق ، حقوقدان ، داستان نویس و ادبیات شناس بزرگ داکتر اکرم عثمان که
تجارب بس عظیم در کار دکلمه دارند ، در میان گذاشتم . جناب شان با توجه به اینکه
برای دکلمهء شعر علاوه از صدا استعداد را هم ضرور میدانند ، نظر دارند که
دکلماتوران باید همواره تمرین عملی کنندزیرا تمرین و ممارثت در پرورش آواز اثر گزار
است وپیشنهاد دارند که اینان بایددر کارشان از دگران نظرخواهی کنند . داکتر صاحب به
این باور استند که اگر فهم و بنیاد ادبی ـ فرهنگی در افراد وجود نداشته باشد ،
دشوار خواهد بود که شعر خوب دکلمه شود . ایشان با یاد آوری از تجارب تدریس دکلمه که
خود شان مسولیت داشتند و کورس آموزش تلفظ درست که شادروان استاد جاوید تدریس
میکردند، میگویند که حالا که آن امکانات نیست باید راههای دیگر جستجو شود و یکی از
آن راهها نظر خواهی قبل از نشر است .
فـریده انوری
بی نیازاز گفتن است که نام
همیشه ماندگار فریده انوری با برنامه های فرهنگی ـ ادبی رادیو وتلویزیون وطن پیوند
نا گسستنی دارد .وی که با آواز ملکوتی اش به شعر جان تازه میبخشید ، بدین باور است
که دکلمهء تنها خواندن شعر نیست بلکه خلقت دوبارهء آنست . وی میگوید « همانگونه که
برای سرودن شعر ملکهء در کار است برای دکلمه اش نیزهمان ملکه باید وجود داشته باشد
. دکلمه هنر است و برای داشتن این هنر استعداد در کار است
. من وقتی شعری را دکلمه میکردم چنان زیر فشار میامدم که فکر میکردم به قلهء بلند
کوهی بالا شده ام . دکلماتور باید احساس مسولیت در برابر انتقال شعر به مردم داشته
باشد تا آنچه شاعر گفته است مردم هم حس کنند . من شعری را دکلمه میکنم که مرا صدا
کند ، به این معنی که آنرا دقیق بفهمم . »
عبدالله شادان :
دکلماتوریکه جایگاه ارجمند ادبی اش به همگان معلوم است و حدود نیم قرن از عمر پر
بار فرهنگی اشرا با شعر و دکلمه به سر برده است . کی است که رادیوی افغانستان را
شنیده باشد وآواز جانپرور شادان را با دکلمهء بیتهای از مثنوی معنوی در صبحگاهان و
اشعار شاعران دیگر را در زمزمه های شب هنگام به یاد نداشته باشد . و اماوی هنوز پس
از چهل سال دکلمه در هراس است که مبادا آن چیز غیر مرئی که در شعر است از اثر
دکلمهء نادرست آسیب بپذیرد . باور وی اینست که شعر باید جذب شودو در شعر باید زندگی
شود تا دکلمه خوب صورت بپذیرد . شادان میگوید : « در شعریکنوع اعراب نامرئی وجود
دارد و وقتی درست فهمیده میشود که درست خوانده شود . دکلماتور باید بداند که هر
مصرع شعر و هر کلمه فشار های معین دارد و اگر به آن دقت نشود معنی شعردر این فشار
ها تغییر میکند. عواطف مختلف لحن مختلف دارد ، باید به این مساله خیلی دقت کرد .
نباید تصور کرد که کلمات را دراز دراز خواندن دکلمه است . اگر یکبار با کسی مشوره
شود حاصل کار بهتر خواهد بود . »
اقلیما مخفی :
چهرهء درخشان دیگری از دکلماتوران وطن که میشود گفت با شعر زاده شده و با شعر سر
بلند کرده است نیز به فهم شعری برای دکلمه ارزش قایل است . از نظر وی دکلمه در
حقیقت انتقال عواطف و احساسات شاعر برای جامعه است . وی که از دکلمه کردن درسالهای
اخیر ناراضی است میگوید برای دکلماسیون باید گریه کرد . بیشتر تازه کاران شعر را
مونوتون میخوانند آنهم نادرست .
ثریا
صدیق :
یکی
دیگر از استعداد های ناب و بدون تردید ازبرازنده ترین دکلماتوران است که از کودکی
شعر میخواند و میخواست از آن لذت ببرد . این کار دوام کرد تا دوران تحصیل دانشگاهی
که راه خود را دریافت و دانست که چگونه باید دکلمه شود . ثریا صدیق نظر دارد که : «
شعر باید کلمه به کلمه هضم شود و دکلماتور در بین آن غرق شود در غیر آن نمیتوان
نامی از دکلمه برد . »
اومیگوید در سالهای اخیر دکلمهء خوب خیلی کم شنیده است اما آیندهء برخی از تازه
کاران را خوب میبیند .
نبیله همایون :
گویندهء و دکلماتور جوان و با استعداد که با آواز گیرا و دلنشینش آثار خوبی از خود
در دههء شصت خورشیدی بجا گذاشته ، به این باور است که شعر زادهء یک لحظهء خاص از
حالات و عواطف شاعر است بنا" روا نیست که تراوش روح و روان کسی را نفهمیده و احساس
نکرده به خوانش بگیریم ، این کار سخت تاثر انگیز است و گناهیست بزرگ . او میگوید :
« من بار ها از دوست به جان برابرم ثریا صدیق که معلم من هم بود در خوانش درست شعر
مشوره گرفته ام و اگر کارم مورد پسند بوده باشد ، دلیلش همان مشوره ها است . »
منظر
حسینی :
نویسنده ، پژوهشگر ، شاعر و دکلماتور توانمند همزبان ما از کشور ایران که آثار
خوبی درین عرصه خلق کرده است ، نیز صدای خوب و فرو
رفتن در شعر را از اصول اساسی برای دکلمه کردن میداند . باور وی اینست که یک شاعر
میتواند بزرگ باشد اما صدا و عاطفهء شعر خوانی در وی وجود نداشته باشد .
خانم
منظرحسینس میگوید : « برقراری ارتباط عاطفی با اثر از ارزش زیادی در دکلمه برخوردار
است . در غیر آن کار تبدیل میشود به یک عمل میکانیکی . وی علاوه میکند که ایجاد
هارمونی از لحاظ تکنیکی نیز بایدهمواره مد نظر باشد . »
با
توجه به گفته های بالا به این نتیجهء کلی میرسیم که فهم عمیق از شعر و داشتن صدای
مناسب برای دکلمه شرط بنیادی است . فکر میشود با دسترسی به امکانات تخنیکی که از
برکت کمپیوتر میسر است ، بیشترین تعداد دوستان ما خود ستدیوی شخصی خویش را دارند و
هر وقت خواسته باشند میتوانند کار کنند و هیچ محدودیتی هم در کار نیست . چه خوب
خواهد بود اگر دوستان ما دکلمهء شانرا قبل ازاینکه نشر کنند یکبار بشنوند و اگر به
کمبودی در کار متوجه شدند آنرا رفع کرده به نشرش اقدام کنند . که این کاریست نه
چندان دشوار .
نصـیر سهام
هشتم
مارچ دو هزار و نه
کوپنهاگن ــــ دنمارک
|