مطالب

تق تق دروازه.

شفیقه محیب

تق تق دروازه میشود مرینه طبق معمول دروازه را باز میکند و میبیند که پدرش باشخصی که سالهاست انرا می شناسد داخل خانه میشود . 

مرینه . سلام میکند و بر میگردد ! پدرش صدا میزند، مرینه به مادرت بگو که چای درست کند . مرینه  با چشمان درد آلود و گلوی بغض  به طرف پدرش نگاه میکند و میگوید چشم .مرینه نزد مادر خود میرود و میگوید ماد

Read More »

نگاهی به قرن و درنگی به زمامداری حکومت های کمونستی در افغانستان

عبدالقدیر میرزایی

در افغانستان هر حکومتی که روی کار آمده است، حکومت گذشته را متهم به عدم کارایی،بی کفایتی و ده­ها لقب منفی دیگر داده و در پی توجیه برنامه خود برآمده است.

شاه امان الله استقلال واقعی افغانستان را در سال ۱۹۱۹ م از انگلیس­ها به دست آورد، یک تعداد مردم بر علیه او قیام کردند و او را پس از ۹ سال زمامداری از اریکه قدرت خلع و او را مجبور به ترک کشور کردند.

حبیب الله کلکانی خود را امیر خواند و امان الله خان را مرتد و بی دین لقب داد، ۹ ماه از حکومتداری او سپری شد که قیام دیگری به رهبری محمد نادر برعلیه امیر حبیب الله خان براه افتاد و او را به اتهام (پسر سقاو) بودن و . . .  با ده­ها حیله و نیرنگ و عهد شکنی و به شکل خیلی نامردانه به دار بست.

Read More »

ملا محمد جان

سراح الدین ادیب
 آهنگ معروف و تاریخی ملا محمد جان یکی از قدیمی ترین آهنگ های فولکلور یا محلی هرات باستان میباشد و در اصل سرود عاشقانه و بیان درد و سوزدل عایشه دختر عاشقیست که نذر گرفته بود تا در روز نوروز به مزارشریف به زیارت مولا علی (ع) رفته و دعا کند تا حاجت و آرزویش که رسیدن به ملا محمد جان است برآورده گردد.
 در رابطه با آهنگ ملا محمد جان و داستا ن عاشقانه «عایشه و ملا محمد جان» در کتب مربوط به تاریخ هرات، روزنامه ها و جراید بارها مطالبی نوشته اند.

Read More »

از کتاب پیراهن نیلی و شب

مشعل حریر

 …تابستان فرارسیده بود و خانه های نمناک و نم بوی عاشقان وعارفان داشت برای زندگی کردن کم کم قابل تحمل میگردیدند جای گِل و لوش کوچه ها را خاک و بوی متعفن خاک اندازها (تشناب) که بد رفت های آن همه سوی کوچه بودند گرفته بود، گشت و گذار از کوچه ها مشکل شده و بوی بد آن غیر قابل تحمل بود که شب ها باد آن را با خود می آورد و حال آدم بهم میخورد. و اما هرچه بود دستکم از سرما در امان بودیم و از گِل و لوش کوچه ها نیز که همه با بوت ها و موزه های شان به خانه می آوردند و از درِ کوچه تا دهلیز تمام جای را گِل و لای می آغشت و آدم راه خود را در آن حویلی تنگ و تاریک گم میکرد. اکنون از تاریکی دلگیر حویلی نیز تا حدی نجات یافته بودیم، چون فصل تابستان بود. از ابرها خبری نبود و صاف بودن آسمان وسیله بود تا خانه روشن به نظر رسد. در آن حویلی کوچک روزها نور آفتاب و شب ها پرتو مهتاب و درخشیدن ستاره یگانه ذریعه رنگ و رونق بود که دل را به وجد می آورد و اما نه دل مرا… 

Read More »

نسیم پنهان

مشعل حریر

 او شیری و شیرچایی در برابرم روی کوچ افتاده است و من در فکرم چکار کنم. هم پاک است و هم ناپاک و من هم حیرانم که به آب بسپارمش یا خیر.

Read More »

ولایت سرپل را خطر جدی تهدید می کند

محمد الله وطندوست

جناب والی سرپل چندین بار است که از نفوذ داعش در ولسوالی کوهستانات و ولسوالی صیاد صحبت می نماید.

به جناب والی و مسوولین امنیتی ولایت خاطر نشان باید کرد که ولسوالی کوهستانات از سه سال بدین سو به مرکز هراس افگنان اعم از داخلی و خارجی تبدیل شده خانواده های داعشی از ازبیک های ازبکستان, تاجیکان تاجکستان,اویغور های چین ,چچنی ها و پاکستانی ها بکمک و حمایت طالبان محلی جابجا و به آموزش مردان وزنان کوهستانات آغاز نموده اند . زنان ازبکستانی ,تاجکستانی و چچنی در میان خانواده ها نفوذ نموده به زنان محل

Read More »