تاریخی

مسجد پل خشتی

تاریخ سخن میگوید ۶٫۱۰٫۲۰۱۸ مسجد جامع پُل خشتی یا مسجد جامع لب دریا کابل این مسجد که منار و گنبد آن از گوشه و کنار شهر کابل قابل دید است تاریخ بس طولانی دارد. طبق روایات، بنای این مسجد بالای یک معبدِ گذاشته شده که به مرور زمان از بین رفته بود. مسلمانان عرب که در ابتداى قرن اول هجری وارد کابل گردیدند خرابه معبد مذکور را هموار و سنگ ابتدائى این مسجد را گذاشتند. تعمیر اساسی این مسجد در زمان سلطنت تیمورشاه درانی در سال ۱۱۸۷ هـ ق آغاز گردید. اما نسبت سفر های طولانی آن به جانب نیشاپور و

سند و بلوچستان و بعضی عوامل دیگر چون اختلافات داخلی وزرا به اتمام نرسید . بعد از وفات تیمورشاه پسرش شاه زمان مسجد پل خشتی را در سال ۱۲۱۳ هـ ق = ۱۷۹۸م به پایه اکمال رسانید . در زمان تیمور شاه درانی مطابق به امور مهندسی و معماری قندهار در نزدیک مسجد جامع از خشت پخته و گچ بالای دریای کابل پل ساخته شد، که بنابران از طرف عوام بنام مسجد پل خشتی شهرت یافت . در زمان سلطنت عبدالرحمن خان، در قسمت وسطی آن، مسجد دیگری بنا کردند که در سال ١٢٧١ هـ.ش. تعمیر آن به شکل یک منزله و دارای سه دالان، هفت وراق و بیست و یک گنبد تا اندازۀ تکمیل گردید. در وسط هر گنبد آن یک ـ یک دانه چراغ کلان که با تیل خاک میسوخت آویزان کردند که توسط لنگر های زنجیری پائین و بالا میگردید. این چراغ ها در آن زمان عظمت خاصی داشت. برای نوشتن آیات قرانکریم به خط کوفی و ثلث به طول هشتاد و هشت متر بروی اطراف دیوار بیرونی آن خطاطی نموده اند. به طرف شرق مسجد و طرف بازار پُل خشتی سه دروازه اعمار گردید و بالای گنبد دروازۀ وسطی که نظر به دروازه های دیگر بزرگتر بود یک اذان خانه چوبی به رنگ آبی که دارای هشت رُخ بوده و با وراقها مزین گردیده بود، اعمار شد. در زمان امیر حبیب الله به مساحت صحن مسجد افزوده شد و یک منزل دیگر از چوب و آهنپوش بالای طبقۀ اول به سبک بسیار زیبا اعمار گردید. در سال ١٣٠٣ هـ. ش. نظر به فرمان شاه امان الله یک مدرسۀ ابتدایی نیز در مسجد مذکور برای اطفال نوآموز دایر گردید. در زمان نادر خان نیز ترمیمات اساسی دیگر در ساختمان مسجد علاوه شد. حوضی برای وضوی نمازگزاران اعمار گردید. به دستور محمد ظاهرشاه به تجدید و توسعۀ آن مطابق سبک معماری عصری مساجد بزرگ ممالک اسلامی پرداخته، و بدین ترتیب سنگ تهداب مسجد بزرگ فعلی در اوایل سال ١٣٣۴ گذاشته شد. منار مسجد فعلی۶٢ متر و گنبد سبز رنگش از کرسی، ١٨ متر ارتفاع دارد گنجایش سه هزار نمازگزار را در یک وقت دارا میباشد. ساختمان جدید مسجد پُل خشتی که تماماَ ایوان رواقهای طبقۀ اول و دوم، زینه های عریض دهلیز ها و دیوار های آن از سنگ مرـ مر شفاف ساخته شده و روی گنبد آن با کاشی سبز آبی رنگ مزین گردیده به روز چهارم عقرب سال ١٣۴۵ افتتاح شد. در وسط گنبد یک چراغ بسیار بزرگ (قندیل) آویزان گردیده که یک هزار و ششصد کیلوگرام وزن دارد. قندیل مذکور شکل کروی داشته ، سه صد چراغ در آن روشن میشود. مسجد دارای سیستم های مرکز گرمی و بلندگو بوده و مجهز با سقاخانه (محل وضو) و شبکه آبرسانی و تشناب های متعدد میباشد. حصۀ بیرونی منزل دوم آن با یک نوار سبز رنگ لاجوردی کاشی تزئین شده که با خطوط مزین با آیات کلام الله مجید زیبایی مسجد را فزونی داده است. همچنان دیوار های احاطۀ نیز با وراق های کاشی تزئین شده است Read More »

بند امیر بامیان

دوستان عالیقدر

 ‎اینک غرض مزید معلومات شما عزیزان نکته چندى در رابط به بند امیر بامیان

 پیشکش میدارم. امید طرف تفوق تان قرار گیرد.(جوهر) ‎منجمله جا های دیدنی ولایت بامیان، یکی هم بندامیر است ‎. ﺑﻨﺪ ﺍﻣﻴﺮ ﺩﺭ ۷۵ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﻱ ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺏ ﻭﻻﻳﺖ ﺑﺎﻣﻴﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ۳۴ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﻱ ﻭ ﻟﺴﻮﺍﻟﻲ ﻳﻜﺎﻭﻟﻨﮓ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ و۷۵۰۰۰ ﻫﻜﺘﺎﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ .ارتفاع ان ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ ۲۹۰۹ ﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ ‎.ﺩﺭ مرکز ﺑﻨﺪ ﺍﻣﻴﺮ ﺷﺶ (دریاچه های طبیعی) ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻱ : ﺑﻨﺪ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ، ﺑﻨﺪ ﭘﻮﺩﻳﻨﻪ، ﺑﻨﺪ ﭘﻨﻴﺮ،بند هیبت ، بند قنبر و بند غلامان. ‎در قسمت مرکزىﺑﻨﺪ ﻳﻚ ﺑﻨﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻗﺪاﻣﺖ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﻪ ‏« ﻣﺰﺍﺭ ﺑﻨﺪ ﺍﻣﻴﺮ‏» ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ،که ‎ ﺩﺭﻛﻨﺎﺭ بقعه ﻣﺬﻛﻮﺭ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺍﺯﺑﺰﺭﮔاﻥ محل قرار دارد. ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮمی،ﺍﻳﻦ ﺯﻳﺎﺭﺗﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﻘﺪس ﺷﻤﺮﺩﻩ ﻭ به عنوﺍﻥ ﻗﺪﻣﮕﺎﻩ امام ﻋﻠﻲ ‏(ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) میدانند وﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺒﺮﻙ ﺑﺮمی دارند. ‎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﻣﯿﺎﻧﯽ ﻫﺎ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺪ ﺭﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ‏( ع ‏) ﺧﻠﯿﻔﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ . ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﻠﯽ ‏( ع ‏) ﺑﻌﺪ ﺍﺯﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺮﺑﺮ، ﮐﺸﺘﻦ ﺍﮊﺩﻫﺎﻱ ﺑﺎﻣﯿﺎﻥ ﻭ ﺑﺴﺘﻦ ﺑﻨﺪ، ﺩﺭﻳﻚ ﮔﻮﺷﻪﺀ ﺍﺯﺍﻳﻦ ﻣﻜﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﮑﺮﺍﻧﻪ ﺍﺩﺍ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.ﺟﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻋﺪﻩﺀ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ‎ﮔﺬﺭﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، ﻭ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮﺵ یعنى‏« ذوالفقار ‏» ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﺩﻭﻧﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯼ آب را سد کرده است، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﺑﺎﻣﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺑﻨﺪ ﺍﻣﯿﺮ، ﺷﻔﺎ ﺑﺨﺶ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﺮﺩﯼ ﻫﻮﺍ، ﺧﻮﺩ ﯾﺎ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺁﻥ ﺷﺴﺖ ﻭﺷﻮ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ. ﺩﺭﭘﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭب ﻭﺭﻭﺩﻱ قدمگاه (زیارتگاه)که به صورت اتاقی دیده میشود، تعداد زیادی ﻗﻔﻞ ﺁﻭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ است. ﺍﯾﻦ ﻗﻔﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﺗﺎق ها مىﺁﻭﯾﺰﻧﺪ ﺗﺎﺣﺎﺟﺎﺕ شان براورده شود

تاریخ سخن میگوید

خیرمحمد جوهر

دوستان  و عزیزان، شما خود میدانیدکه در تاریخ افغانستان با وجود مشکلات و محدودیت‌های سنتی که براى زنان وجود  داشت، بانوانی هم  موجود که با پذیرفتن خطرهای فراوان، توانستند در دوره‌های مختلف تاریخ کشور  برای اولین بار در پست‌های عالی دولتی و غیر دولتی کار کنند و خوب بدرخشند.

  اینک تعداد(۱۰) نفر  از بانوانیکه براى اولین بار در وطن به اشتغال شان موافق نائل آمده اند خدمت شما بمعرفى میگیریم، امید که بریتان خالى از دلچسپى نباشد

 (جوهر) المان۱۵٫۸٫۲۰۱۸

نخستین وزیر زن

—————————

خانم کبرا نورزی متولد سال ۱۹۳۲ در کابل، نخستین وزیر زن در افغانستان بود. کبرا از لیسه ملالی فارغ شده. او برعلاوه تکمیل آموزش‌های عالی در رشته ساینس در کابل، در فرانسه مقاطع تحصیلی دیگر اش را دنبال کرده است. خانم کبرا به عنوان وزیر صحت افغانستان کار کرده است. کبرا نورزی نخستین زن افغان است که عضو کابینه محمد هاشم خان میوند وال صدر اعظم وقت افغانستان بوده

است.

نخستین گوینده زن

———————-

لطیفه  کبیر سراج نخستین بانوی افغان است که برای نخستین بار صدایش از رادیو افغانستان به عنوان گوینده خبر پخش شد. بانو سراج دختر سردار عنایت الله خان فرزند ارشد حبیب الله خان می‌باشد. خانم سراج تا سال ۱۳۵۸ در افغانستان به عنوان گوینده خبر کار کرد و سپس به امریکا پناهنده شد. او در امریکا نیز به عنوان گوینده در بخش فارسی رادیو صدای امریکا برای ده سال کار کرده است.

نخستین خبرنگار زن

————————

‏‎اسما رسمیه طرزیی نخستین زن خبرنگار در افغانستان است . تحصیلات خود را در خارج از افغانستان به اتمام رسانیده بود. خانم طرزی به حیث مدیر مسیول نخستین نشریه زنان افغانستان در ۱۹۲۱ بنام ارشاد نسوان اقدام کرد.

نخستین والی زن

—————————

خانم حببیه سرابی نخستین والی زن در افغانستان است. خانم سرابی از چهره‌های سیاسی جدی کنونی افغانستان و از ولایت غزنی است. حبیبه سرابی از دانشگاه علوم طبی کابل فارغ شده و چند سال در این دانشگاه به عنوان استاد نیز کار کرده است. خانم حبیبه سرابی در سال ۱۳۸۴ از سوی رییس جمهور کرزی، به عنوان والی بامیان انتصاب شد. او اکنون معاون شورای عالی صلح افغانستان و از مشاوران دکتر عبدالله

عبدالله رییس اجرایی می‌باشد.

نخستین شهردار زن

——————————

خانم عذرا جعفری، نخستین بانوی افغان است که به عنوان شهردار یکی از ولایت‌های افغانستان کار کرده است.  خانم جعفری تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته قابلگی تا سطح لیسانس ادامه داده و در سال ۲۰۰۸ توسط حامد کرزی رییس جمهور پیشین به

عنوان شهردار ولایت دایکندی انتخاب گردید.

‏‎نخستین رییس دادستانی زن

—————————————-

‏‎خانم ماریا بشیر مکتب را در لیسه عایشه.       

‏‎ درانی خوانده و در سال ۱۹۹۱ از رشته قضا و سارنوالی دانشکده حقوق دانشگاه کابل فارغ شده است. خانم ماریا بشیر نخسیتن رییس دادستانی زن در افغانستان بود. او  به عنوان عضو مسلکی سارنوالی تحقیق جرایم برای مدت سه سال دردادستانی کل کار کرده است و سپس به ولایت هرات وظیفه گرفت تا این که در

‏‎سال ۲۰۰۶ به عنوان رییس دادستان

‏‎ استیناف ولایت هرات شروع به کار کرد. انتخاب او در این پست، امیدواری‌های زیادی را برای زنان در افغانستان به وجود آورد.

نخستین خلبان زن

———————————

نیلوفر رحمانی متولد سال ۱۳۷۰ خورشیدی در افغانستان است. او با جسارت و تیزهوشی که دارد توانست در سال ۲۰۱۰ وارد دوره آموزش خلبانی نیروهای هوایی افغانستان شود. خانم رحمانی در سال ۲۰۱۲ با درجه افسری از دانشگاه در آمریکا فارغ شد. او زیباترین خلبان زن جهان شناخته شده و برنده جایزه زن شجاع از وزارت امور خارجه امریکا نیز شده است. خانم رحمانی اکنون در بخش نیروی هوایی ارتش کار می‌کند.

نخستین بانوى شایسته

—————————

روبیکا صدیقی نخستین بانوی شایسته در افغانستان است . او در سال ۲۰۰۱ با شرکت در فستیوال کشورهای آسیای در شهر «مسکو» به عنوان مقبول‌ترین دختر آسیایی در بین ۱۰ کشور آسیایی و ۱۷ فرد شرکت کننده انتخاب شد و در جایگاه اول قرار گرفت .

نخستین تاکسی ران زن

————

سارا بهایی نخستین بانوی است که در افغانستان به عنوان راننده تاکسی کار می‌کند. او چهل سال عمر دارد و در کنار استادی در مکتب، روزانه چندین ساعت در شهر مزارشریف تاکسی رانی می‌کند. سارا نخستین بانوی است که در سخت ترین شرایط در افغانستان بزرگ‌ترین ریسک را قبول کرده و مانند صدها مرد که شغل تاکسی رانی دارد اقدام به این  کار نموده است.

نخستین  بانوی مدال آور

———————————

سمیه غلامی نخستین بانوی مدال آور در افغانستان است . بانو غلامی عضو تیم ملی تکواندوی افغانستان توانست که در مسابقات جنوب آسیا مدال طلا را کسب کند. این بانوی تکواندو کار  اولین بانوی است که از مسابقات بیرون مرزی در رشته ورزشی تکواندو برای کشور مان مدال طلا گرفته است.

عایشه درانى کى بود ۱٫۸٫۲۰۱۸

دوستان عزیز و عزیزالقدر سوژه امروزى ام را در موردِ یک شاعره افغان و  ‎‫مکتب عایشه درانى کابل اختصاص داده ام، امید مورد تفوق شما قرار گیرد. ‎‫عایشه درانى بنت یعقوب علی خان بارکزاهی شاعره بزرگ افغان درنیمه دوم ‎‫قرن دوازده هم در شهر کابل تولد یافته و علوم  ‎‫صرف ، نحو ، معانی ، بیان ، تجوید و ادبیات را در محلهِ بنام (توپچی ها) ‎‫شهرت داشت به پایان رسانید.و به عمر بیست سالگی شروع به سرودن  ‎‫اشعار نمود. اولین شعر خود را در حضور تیمور ‎‫شاه درانی در تعریف افق گلفام گفته است .تیمور شاه از قریحه شعر سرایی ‎‫او حمایت نمود.  ‎‫ از قسمت اول دیوان خطی عایشه درانی به خوبی محسوس ‎‫میگردد که شاعره از حیات خود خشنود بوده و رضایت کامل داشت. ‎‫ولی قضا و قدر ضربه سختی بر او نواخته و تمام خوشی او را از او بریده ‎‫بود.زیرا یگانه پسر او که (فیض طلب ) نام داشت و مانند پدر عایشه ‎‫(توپچی ) باشى بود. در مقدمه کشمیر در سال (۱۲۲۷) با محمود شاه درانی ‎‫و وزیر فتح خان بارکزایی به سمت (میرآنش) به آنجا رفته بود و در آنجا ‎‫به عمر (۲۵) سالگی کشته شد . و مادر را مبتلای غم و غصه ساخت ‎‫قسمت دوم دیوان اشعار او که قلمی بوده است، این مادر داغ دیده، ‎‫ هشت سال بعد از مرگ پسر اش  ‎ در روز پنج‌شنبه ۲۶ ماه میزان سال ۱۲۳۲ در کابل فوت نموده در اونچی باغبانان کابل مدفون گردید. ‎‫عایشه درانی دیوان مکمل دارد که آنرا به تاریخ (۲۶رجب سال ۱۲۳۲) ‎‫تمام نموده بود که خوشبختانه دیوان او از بین نرفته و به امر امیر  ‎‫عبدالرحمن خان در سال  ‎‫ (۱۸۸۹) چاپ گردید. ‎‫این اولین دیوان زن افغان می باشد که به اجازه امیر عبدالرحمن خان به چاپ رسیده ‎ در کابل مکتبِى دختران به نام عایشه درانى تا صنف دوازدهم در جوار مقبره تیمور شاه از سالیان قبل بنا یافته،گرچه این مکتب شامل لست اماکن تاریخى و موزیم هاى شاروالى کابل نگردیده و در مورد تاریخچه این مکتب، تعداد صنوف درسى ، گنجایش شاگردان، و تعداد معلمین ان (در رسانه هاى جمعى) از طرف مسولین اماکن و موزیم هاى شاروالى کابل چیزى گفته نشده است، با انهم ‎این مکتب که در اثرجنگ هاى اخیر که ویران و متضرر گردیده بود،در سال ۲۰۰۲ به اساس کمک هاى جمهورى معارف پرور فدرالى المان ، بر علاوهء بازسازى با گشایش ساختمان یک باب جمنازیوم جدید ارتقاع و به دوام فعالیت اش آماده گردید

باغ بإبر

 ‎

باغ بابر از قدیمی ترین باغهای کابل است  این باغ را ظهیرالدین محمد بابر، بنیانگذار امپراتوری گورگانیان هند، پس از آن که کابل را در ۱۵۰۴ (۹۱۰ هجری قمری) به تصرف خود در آورد، احداث کرد.

‏‎این باغ، حدود چهارصد سال دیگر تفرجگاه فرمانروایان و شاهان مختلف بود. برخی از این فرمانروایان ساختمانهای جدید به این باغ افزودند.

‏‎باغ بابر مانند دیگر ساختمانهای سلطنتی، برای صدها سال رازناک و مرموز بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت. دروازه های باغ بابر در سال ۱۹۳۰، در زمان حکومت نادر خان، به روی مردم گشوده شد و به تفریحگاه عمومی تبدیل شد.

‏‎باغ بابر تنها یک باغ با چند درخت نیست؛ آرامگاه بابر و چند ساختمان تاریخی هم در میان آن قرار دارد

‏‎این باغ در دامنه غربی کوه شیردروازه چشم انداز قشنگی به سوی شهر دارد.

‏‎بابر در جوانی پس از تصرف کابل به زودی شیفته طبیعت و آب و هوای این شهر می شود. او در کتاب” (بابرنامه) از طبیعت دل انگیز کابل به خوبی یاد کرده است.

‏‎این شاه مغولی، کابل را به عنوان پایتخت تابستانی خود برگزید او از نوادگان امیر تیمور و چنگیز خان است.

‏‎بابر در یازده سالگی وارث فرمانروایی پدر شد

‏‎بابر در سال ۹۳۲ ابراهیم لودی را در دهلی شکست داد و امپراتوری کورگانی هند را بنیان نهاد و در ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ (۹۳۷ ه ق) در شهر آگره در هند پس از ۳۸ سال سلطنت درگذشت.

‏‎ابتدا جسد او را در شهر جمنا به خاک سپردند؛ اما شاه جهان پسر او پس از نزدیک به ده سال استخوانهای او را بنا به وصیت خود او به کابل منتقل کرد و در باغی که خود او ساخته بود،(باغ بابر) دفن کرد

‏‎شاه جهان در کنار آرامگاه پدرش مسجد کوچکی را از سنگ مرمر ساخت و آرامگاه او را هم با محوطه کوچک مرمرین از حریم مسجد جدا کرد.

اکنون این باغ بعد از باز سازى به حال نخست خود بازگشته است. و از طرف

‏‎شورای نه نفری به اساس قراردادی که بنیاد آقاخان با دولت افغانستان امضا کرده، اداره میشود

‏‎وکسانی که به این باغ می آیند، براى تکت  دخولی، پول می پردازند. و این پول، برای اداره و نگهداری باغ به مصرف می رسد.

‏‎باغ بابر تنها میراث تاریخی کابل است که در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار دارد.

 جوهر

شخصیت علامه سید جمال الدین افغان

عبدالقدیر میرزایی

علامه محمود طرزی این شخصیت شخیص و مرد دانش، سیاست، ادب،تاریخ و صحافت را « یک معدن » علم خوانده است. دانشمندان دیگر در سرزمین های آسیا و کشورهای اروپایی نام ها و لقب های عالی و ارزشمند دیگری را به وی نسبت داده اند. آنچه بالاتر از نام و نشان در خور تعریف و توصیف این مرد است عمل اوست. سید جمال الدین افغان در سرزمین های تحت استعمار گران تحریک و دعوت می نمود؛ در قلمروهای زیر ستم و پراگنده گی های فیودالی مردم را به تاسیس حکومت های واحد مرکزی دعوت می کرد؛ در کشور های دارای حکومت مرکزی مردم آن ها را به اساس گذاری حکومت های دموکراتیک و مردم سالار دعوت و تشویق می نمود و مردمانی که در سرزمین های عقب مانده و خرافاتی و موهوم پرست زندگی داشتند ایشان را به سوی ترقی و پیشرفت ترغیب می کرد، همین کار ها و عمل های سازنده و انسانی او بود که تا امروز وی را به مثابه ی علامه ی

زمان و فیلسوف دوران احترام می گذارند و اعمال و اقوالش را بزرگ و گرامی می دارند.

Read More »

سیر تاریخی ولایت کاپیسا

سیر تاریخی ولایت کاپیسا

عبدالقدیر میرزایی

 کاپیسا که مرکز آن محمودراقی گفته می شود از جانب شمال و شرق به ولایت پروان و پنجشیر، از طرف غرب به ولایت پروان و از جنوب به ولایات کابل و لغمان پیوسته است. این ولایت از نظر جغرافیایی جلگه حاصلخیز و فراخ و مستطیل شکل بوده است که از شمال تا جنوب یک صد کیلومتر و از شرق تا غرب آن پنجاه کیلومتر وسعت داشته است. این ساحه ناحیه یی بین کنر و هندوکش را در برگرفته شامل حوزه کوهدامن، کوهستان، بگرام، تگاب، نجراب و… مربوطات آنها بوده است.

Read More »


ربع اول
 

مقدمه :

از آنجائیکه سال ۱۳۹۵خورشیدی در جهان و افغانستان با یک سلسله فراز و فرود های مشهود همراه بود و بارز ترین آنها رای مردم انگلیس به جدایی از اتحادیه اروپا (برگزیت) و پیروزی غیرمنتظره دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و در کنار رویدادهایی چون ادامه بحران در کشورهای مواجه با بهار عربی، تشدید فعالیت تروریسم در برخی کشورهای آفریقایی، تهدید هسته ای کره شمالی، تداوم تنش روسیه با غرب و ناتو، ناآرام شدن کشورهای اروپایی درپی حضور آشکار تروریست‌ها، کودتا و ناآرامی در ترکیه، بحران داعش، ناکامی سازمان ملل و قدرتهای بزرگ در مهار دو چالش بزرگ جهانی یعنی عراق و سوریه، موضوع فلسطین و ادامه اشغالگری اسرائیل، مشکلات آب و هوایی و همچنان بحران های دیگری از جمله در میدان هوائی و میتروی بروکسل چندین نفر در اثر انفجار کشته شدند. در شهر « نیس » کشور فرانسه یک لاری به عابرین یا گذر کنندگان پیاده حمله کرد و ۸۶ نفر را کشت. در جشن های کرسمس در شهر « برلین » پایتخت کشور المان هم حملات مشابه جان ۱۲ نفر را گرفت. در امریکا یک فرد مسلح در کلوب شبانه همجنس گرایان حمله کرد و ۴۹ نفر را کشت. در شهر « استنبول »  حملات انتحاری خونینی صورت گرفت و دولت اسلامی « داعش »  مسئولیت آنرا برعهده گرفت و افغانان نیز که در آشوب انتحاری ، انفجاری و گروه های تروریستی و مافیایی بهترین فرزندانش را از دست داد.

Read More »