|
سليمان ديدار
شفيعی
دنيا اين روز را
بنام ( زن ) جشن می گيرد، اما من آنرا بنام « روز بدبختی زن و سياه ترين روز سال »
به تجليل می نشينم؛ چون شايد تا هنوز نتوانسته ام لاشه ای پامال شده ای « مادر و
خواهرم » را از زير چکمه هايم بيرون کنم و دَينش شانرا ادا.
مخمسی بر غزل ( مرد نيم من ) از « م. ع. اديب » که من آنرا
تحت تيتر « تعهُد » می گذارم اينجا.
بيائيد برای لحظه ای هم که شده، خود را جای مادران و
خواهران تان قرار بدهيد و دنيا را با چشم آنها ببينيد !
و
بيائيد بر تعهُدات مان عمل کنيم و اين وعده ها را، « ها » !

تعهُد
از
عشق تو غوغا نکنم، مرد نيم من
تا
عرش مُعلا نکنم، مرد نيم من
مفهوم
تو معنا نکنم، مرد نيم
«
تا دست تو بالا نکنم، مرد نيم من
يا چشم ترا وا نکنم، مرد نيم من
»
گر
عقل ز زنجيز و ز ظلمت برهانيم
من
مرد، تو زن صنعت يک دست خدائيم
هر
چند ز دامان تو با فرقی که زاديم :
«
تو نيم منی، نيم تو ام، نيمه ی مائيم
دو نيمه اگر ما نکنم، مرد نيم
من »
ديريست
در اين خانه و اندر پس ديوار
مردی
شده معنای بلند شف دستار
دو
نيم هميم؛ ليک در اين دوزخ و حصار :
«
يک نيمه ی من سوخت از اين مرد خود آزار
اين مرد چو رسوا نکنم، مرد نيم
من »
اين
مرد، نه مرد است، بها هيچ ندارد
دُهلی
که نوازد، صدا هيچ ندارد
آن
مرد که از عشق نوا هيچ ندارد :
«
مرديست که در مذهب ما هيچ ندارد
اين مرد که خنثا نکنم، مرد نيم
من »
تفسيری
که در دفتر تزوير نوشتند
تقديری
که با آتش تحقير برشتند « ۱ »
زنجيری
که در پيکر و در جان تو رشتند
«
ديوار نگون فهم حجابی که سرشتند
تا خاک کف پا نکنم، مرد نيم من
»
صد
لکه ی ننگين به دامان تو بستند
تقدير
تو غير از خط دستان تو بستند
حق
بيان و ناله و افغان تو بستند :
«
شاهان جفا پيشه که چشمان تو بستند
تا محشری بر پا نکنم، مرد نيم
من »
از
سينه زند شُعله ی صد داغ زبانه
از
درد تو و بند تو و جبر زمانه
گر
باز کنم بال ترا تا به کرانه :
«
تو باشی و من باشم و پرواز يگانه
آهنگ ثريا نکنم، مرد نيم من »
درد
تو درون دل غمديده نگنجد
اينکه
به سرت عالمی کوبيده، نگنجد
حرف
و سخنم کوته و سنجيده نگنجد
«
عهديست درين سينه که در ديده نگنجد
تا وعده ی خود ها نکنم، مرد نيم من »
از
بيخ کَنم هر سد و ديوار ديگر نيز
آباد
کُنم گُلشن و گلزار ديگر نيز
قربان
تو صد شاعر و « ديدار » ديگر نيز
«
يک بار قسم، باز قسم ، بار ديگر نيز
تا حل معما نکنم، مرد نيم من »
سليمان ديدار شفيعی
حوت ۱۳۸۶ (مارچ 2008 )
کابل، افغانستان
|