|
شاکره شفق
نیایش به
بارگاه حق
به حق اولیا و ! انبیاء ات
به حق پیرو و
پیران راهت
به ان شب زنده داران قر ینت
به عجز عابد و مشتاق دینت
به حق شهیدان حقظ وطن
به دلهای پرعقد ه اندر کفن
به عشاق پاک .به آزاده گان
که خوش داشتند صدق را بهر جان
به اشک یتمان بی خانمان
به زاری طفلان بی آب و نان
که شب خواب شان بود دربیشه ی
به جز یاس وحرمان کجا توشه ی
بدان تازه دامام ودست حنا
برای وطن کرده جان را فدا
لباس عروسان سیه شد به تن
که خوش خفته اندر صدف پیراهن
به آن مادر سوگوار وطن
گریسته همیشه به روی کفن
به آه همان پیرمرد حزین
که از فقر دارد رخش بر زمین
به آن کودک زار و مظلوم خوار
که مهرپدر را نداندگوار
بدان شیرخوار که درتب تپد
درآغوش مادر به صدها حسد
به پیغمبر و چهار یارش مدام
که شایق بود جمله امت دوام
انجیر و تورات نام زبور
به قران که باشد همه گنج نور
دمی درد مهین یکی چاره ساز
وصدقی به هریمنان را مباز
بود قلب مهین به صد پاره ها
همه اهل بیت اند وبیچاره ها
صفایی به وحدت نصیبم شود
به خدمت و همت طبیبم شود
شفق وار صبحم تو روشن نما
نفاق و جدایی میار ای خدا
|