21208520_673678886170388_396784803_n

سنت های اجتماعی ناپسند و مشکلات زنان افغانستان

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus

 

زحل میرزایی یزدانپرست

فشار قبیلوی در سرزمین افغانستان باعث شده که باورها وارزش های آن بر هر چیز دیگری تقریباً از یک نوع برتری بهره داشته باشد. با این­که قریب به اتفاق مردم افغانستان مسلمان اند ودین رسمی هم دین مقدس اسلام ومنبع اصلی تقنین در این کشور تعالیم ودساتیر متعالی این دین آسمانی است اما با آن­هم در مواردی دیده می شود که سنت های اجتماعی حتا بر دساتیر شرع مبین ترجیح داده می شود

موجودیت طولانی بستر جنگ وگسترده گی دامنه خشونت در مقیاس چندین دهه درکشور واشاعه و ترویج برخی اندیشه های افراطی وتداوم حضور گروپ های افراط گرا ودهشت افگن در پوشش های مختلف یک سلسله باورهای خاصی را در زمینه های گوناگون واز جمله زنده گی زنان به وجود آورده، تقویت کرده وتداوم بخشیده که باعث شده این باور مناط عمل وکنش­گری قرار گرفته ورنج ها وآلامی را درفرایند حیات زنان کشور به وجود آورد.

  این ها همه سبب شده که زن افغان در وضعیت مطلوبی زنده­گی خویش را به پیش برده نتواند. مشکلات ومعضلات عدیده ی را در فرایند حیات خود شاهد باشد واین مشکلات فراوانی را برای حکومت وجامعه نیز به بار آورد. به این معنا که حکومت مجبور است تا به هدف مبارزه با این مشکلات طرح وبرنامه به وجود آورد. بودجه تدارک کند وبخشی از نیروی فکری ودماغی را در این راه هزینه نماید و هم برخی از نیروی انسانی خویش را در این راه مصروف و مشغول نگه دارد.

  لازم است تا فکری شود وراهی جستجو شود تا بتوان بر این مشکلات فایق آمده و با  پیشکش کردن راهکارهای مؤثرو مفید زن افغان را ازاین معضلات نجات داده وزنده­گی بهتری را برای شان رقم زنیم ودر نتیجه یک جامعه سالم ومتعادل وآرام ومرفه داشته باشیم. بهبود در فرایند زنده زن به معنای واقعی کلمه بهبود در فرایند زنده­گی همه طبقات جامعه است.

  همانگونه که تذکر رفت حیات قبیلوی یک سلسله سنت ها را تولید کرده، پرورش کرده و فربه ساخته است. این سنت ها در همیشه تاریخ توانسته زنده گی زنان را دستخوش چالش وقرین معضلات سازد وبر زن افغان تلخی های فراوانی را تحمیل نماید. بدتر ازاین این باعث شده که زن افغان خود این نوع زنده گی را به ساده گی بپذیرد وبه آن تن دهد چون او باورمند وپابند به ارزش های است که این نوع طرز دید واین نوع نگرش به زنده گی آفریده است. شاید هم به این دلیل که او در چنبره طرز دید قبیله اسیر بوده غیر از آن را اصلاً نمی توانسته تصور کند تا بتواند طرز دیگری بیاندیشد. ودر برابر این جور وستمی را که این سنت های نیرومند اجتماعی بر او تحمیل کرده ایستاده شود ودر مقابل آن واکنش نشان دهد. ما در این جا چند نمونه از این سنت ها را لیست می کنیم.

 تبعیض:

 در ذهنیت مردان افغان پسران همیشه جایگاه برتری را به خود اختصاص می دهد. شاید این خصیصه یک زنده گی روستایی وقبیلوی باشد که به مردان قوی ونیرومند برای انجام کار بالای مزرعه نیاز است ودر رقابت های قبیلوی به مردان جنگی وتوانمند که در مواقع جنگ اسلحه گرم ویا سرد بردارد وبه اصطلاح از کیان وشرف قبیله به دفاع برخیزد وپشتوانه نیرومند خانواده در میان قبیله باشد. واین سبب شده که مردان واولاد ذکور اهمیت پیدا کند. وبه مرور زمان این گونه طرز دید به یک فرهنگ تبدیل شده وهمه مردم به فرزندان پسر اهمیت بیشتر نسبت به دختران قایل شوند.  درهر حال زنان در میان خانواده های افغان از یک نوع تبعیض رنج می برند. تبعیضی که گاهی بد ترین شکل خود را نشان می دهد. تبعیضی که باعث می شود که زنان از برخی حقوق خود چون حق میراث وحق تحصیل وحق ملکیت و…، محروم شوند. 

در برخی از خانواده های افغان زنان و دختران تنها برای کار و خدمت و آسایش مردان خانواده حق زنده­گی کردن را دارند. در اطراف و روستاهایی افغانستان زنان مجبور اند در صرف غذا بعد از مردان خانواده غذا بخورند، آن­هم در صورتی­که اگر از پس گشت غذای مردان خانواده چیزی برایشان باقی بماند.

 بد دادن

  این بدین معناست که وقتی یکی از بسته گان مرد خانواده جنایتی را نسبت به خانواده ی مرتکب شد سبب دشمنی خطرناکی در میان دو خانواده ویا حتا دو قبیله می شود. دشمنی که ممکن باعث قتل های فراوانی در میان آن دو شود. برای حل خصومت ودشمنی دختری از بسته گان جانی را به قباله نکاح جانب مقابل در می آورند که گویا دوستی وخویشاوندی در میان آید ودشمنی اختتام پذیرد. دختر بیچاره که ازهر حیث بی گناه است وحتا از همه چیز بی خبر وجه المصالحه قرار می گیرد وبه گونه نا خواسته به خانه ی می رود که حتا تا قبل تر از آن دشمن خونی خانواده او بوده وشما تصور کنید که چه سرنوشتی در انتظار این دختر بیچاره است وچگونه او ادامه زنده گی می دهد. بد تر ازین دختر وخانواده او در انتخاب داماد بعدی خود اختیاری ندارند ومعمولاً این نوع دختر ها یا به پیرمردان ویا به عنوان زن دوم وسوم مردی در قباله نکاح می آید.

  خوشبختانه جدید ترین آماری که در رسانه ها انتشار یافته از کاهش یافتن این سنت خیلی ها کمر شکن برای جامعه زنان در کشور حکایه دارد. رسانه ها به نقل از نهاد های تحقیقاتی وحقوق بشری گفته که این عنعنه تا حدی زیادی کاهش پیدا کرده است.

 ازدواج قبل از سن قانونی

  در مواردی بی شماری دختر همینکه به دنیا می آید به نام پسری می شود که وقتی بزرگ شد زن او شود وبا او زنده گی خود را سپری کند. بسیار دیده شده همینکه گویا خریداری از راه رسید ودختری را از خانواده اش خواستگاری کرد ” بلی ” را می گیرد دختر را از آن خود می کند وبی اینکه او به سن قانونی برسد عروس می شود وبه خانه بخت می رود.این دیگر قبحی ندارد. ولو دختر در هر سن وسالی که می خواهد باشد.

نبود حق انتخاب برای زن

   به این معنا که این پدر ومادر وحتا برادر بزرگتر ویا کاکا وماما است که شریک زنده گی آینده دختر را تعیین می کند. به ندرت اتفاق می افتد که دختر بتواند با تصمیم بزرگان مخالفتی کند. بی اینکه در جریان قرار داشته باشد زن کسی شده است وبعد از چندی عروس می شود وباید تا آخر عمر باکسی زنده گی کند که خود در انتخاب او هیچ نقشی نداشته ودر بسا موارد حتا یکبار هم که شده اورا ندیده واز وقتی که قول نکاح گرفته شده او هیچ در جریان قرار نداشته است. این پدر مادر برادر بزرگتر ویا کاکا و…، که سرنوشت اورا رقم زده است.

زن به حیث میراث خانواده شوهر

  زنی که شوهرش را به هر دلیلی از دست می­دهد در واقع او میراث همان خانواده شوهر است. او حق دوباره ازدواج را ندارد. اگر خواست با یکی از بسته­گان مرد شوهرش نکاح کند و در غیر آن تا آخرعمر محکوم به این است که درهمان خانواده بماند. اوحق انتخاب شوهری غیر از اعضای خانواده شوهرش را ندارد. این باعث می شود که زنانی زیادی برای همیشه بیوه بماند وتبدیل به برده خانواده شوهر قبلی گردد وتا این­که مرگش فرا برسد و سر در آغوش خاک کشد و دنیای موجوده را وداع کرده وبه دنیای دیگر سفر نماید.

انواع خشونت بر علیه زنان

  بسیار اتفاق می افتد که زن ویا دختری به صرف این­که با مردی در اماکن عمومی مشغول صحبت بوده وفرقی نمی­کند که چی می­گفته متهم به داشتن رابطه با آن مرد اجنبی می شود و این آغازی می­شود برای سخت­گیری برای او وتلخی های فراوان وحیات پر مشقتی که او را تبدیل به برده ی می کند که از چشم همه بیفتد وزنده گی پر از ناراحتی را برای او رقم بزند. در مواردی متهم شدن به داشتن رابطه با مردان بیگانه قتل اورا در پی می آورد. بهانه دفاع از ناموس امری است مشروع . که هیچکس قاتل را ملامت نمی کند که هیچ، بل او قهرمانی است که غیرتش اجازه نداد که بسته گان اناثیه خانواده اش به راه بد کشیده شود وبد اخلاقی کند. بدین وسیله آنچه کمرنگ است قانون است ونهاد های عدلی وقضایی. اقدام شخصی جای برای رسیده گی قانون باقی نمی گذارد. در مواردی اصلاً نهاد های قانونی در جریان قرار نمی گیرد. یا اگر قرار می گیرد کار از کار گذشته وجای بر پیگیری نمانده. چنانچه اینگونه موارد شاکی ندارد واعضای خانواده که در واقع خونخواهان اند ساکت می مانند و موضوع را مختومه می دانند.

   خشونت در برابر زنان به عرف تبدیل شده ودر سالی که گذشت نهاد های مسؤول از ازدیاد ۲۴ درصدی میزان خشونت در برابر زنان خبر دادند. این خشونت ها علاوه بر قتل شامل قطع عضو(چنانچه زنی در ولایت هرات قطع عضو شد ولب وبینی اش را از دست داد وزنی هم در ولایت ارزگان وقتی  به دست نیروهای ایتلاف افتاده بود که پس از قطع بینی در بیابان رها گردیده بود)،  لت وکوب، شکنجه جسمی وروانی، محرومیت از دیدار اعضای خانواده، ترک ورها سازی، خودداری از دادن نفقه وبالاخره تجاوز وآنهم در مواردی تجاوز گروهی بر زنان مانند حادثه ی که در پغمان روی داد و…، می شود.

  محکمه های صحرایی پدیده ی شومی که توانسته از زنان قربانی بگیرد. چنانچه زنی در ولایت پروان  وزنی در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی توسط محکمه صحرایی به زنده گی شان خاتمه داده شد. حادثه قتل فرخنده در زیارت شاه دوشمشیره در شهر کابل همه را تکان داد وهمه  را به تعجب واداشت  که چگونه قربانی جهل یک عده اوباش شد ودر روز روشن در ملاء عام به قتل رسید. 

حرمان از حقوق قانونی وشرعی

   با این­که شرع ونیز قانون حقوقی را برای زنان در نظر گرفته. زن را شهروند دانسته که مانند سایر شهروندان از حقوق شهروندی بهره مند باشد. اما متأسفانه سنت های اجتماعی باعث شده که زنان در مواردی بی شمار از این حقوق مسلم خویش بی بهره شوند. مانند حق تحصیل، حق مشارکت سیاسی، حق داشتن ملکیت، حق کار، حق مسافرت و… .

  امروزه از چهار میلیون تن اطفال در سن مکتب که از تعلیم وآموزش محروم اند تعداد بیشتری شان را دختران تشکیل میدهد. مردم نه تنها در روستاها که حتا در برخی مناطق شهری نیز با آموزش وتحصیل دختران مشکل دارند. وبنا بر عواملی بیشترین تعداد دختران پس از تکمیل دوره مکتب از راه یافتن به دانشگاه ها محروم می شوند ونمی توانند به ادامه تحصیل بپردازند.

  با این­که شرع وهم قانون برای زنان حقی در میراث پدر و…، قایل است. اما کم­تر اتفاق می افتد که حق میراث دختر وزن احترام شود.اغلباً در روستاها اگر دختری حق میراث خود را بخواهد زن بی حیا ودیده درآ دانسته می شود که آمده و از برادر خویش حق میراث می خواهد. زن و دختری خوبست وبه اصطلاح “بی بی زن” است که چنین ادعایی نکند و گذشت کند. البته این وضع در شهرها اندکی متفاوت است و نیز برابر با حال خانواده ها ونیز اشخاص وضعیت متفاوت می باشد.

 

About VIP

x

Check Also

b580ba66-5e58-4e57-ab17-92a4454dfaf4_16x9_600x338

در بارهء نظر بهاره جلالی :

سمع حامد یک : بهاره جلالی ” بهاره جلالی” است نه پدر اش .  دو: ...