Daily Archives: سنبله ۵, ۱۳۹۶

کنار پنجره

شفیقه محیب

با لیلا کنار پنجره با یک یک گیلاس چای سبز خوشرنگ در دست نشسته بودیم . قصه میکردیم و هم بچه های قد ونیم قد را که مصروف بازی های کودکانه شان بودن تماشا میکردیم . برادر لیلا روف با فرزاد نامزاد لیلادر قول اردوی شاهین عسکر بودن. لیلا دوست داشت که من با برادرش روف عروسی کنم و لیلا این موضوع را با برادر خود هم در جریان گذاشته بود  و برادرش هم قبول کرده بود .چون فامیل لیلا را میشناختم از این حرف لیلا

 .خوشحال شدم و یک احساسی برایم رخ داد  که چگونه با روف رو در رو شوم
Read More »