download

نکاتی از یادداشت های روزانه

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus

۲۹/۵/۲۰۱۷

محمد الله وطندوست

می گویند افغانستان این ملک خداداد ,غنی ترین کشور منطقه و دارای بزرگترین منابع معدنی تشخیص شده است. در عین حال همه ما می دانیم که فقیر ترین ,بیچاره ترین ودست نگر ترین مردم در این سرزمین غنی حیات بسر می برند.

معلوم است که طبعیت هیچگاه ثروت خود را رایگان و آماده به اختیار انسان نمی گذارد. این انسان است که با استفاده از استعداد فزیکی و ذهنی خود ارزش می آفریند و از داشته ها ی طبعیت مستفید می شود. با این مقدمه کوتاه می خواهم بگویم که دمعادن این ثروت عظیم کشور که دارائی همه باشنده گان کشور و حتی نسل های آینده محسوب می گردد, متاسفانه در وضعیت نا هنجاری قرار دارد. در مدت بیشتر از پنجاه سالی که وزارت معادن در کشور ایجاد شده هنوز ذخایر معادن را بصورت دقیق نتوانسته تثبیت نماید. در مورد مقدار آهن ,مس , تیل و گاز و احجارقیمتی فقط حدس و گمانه ها ملاک است  نه مطالعه دقیق جیولوژیکی. تا آمدن امریکایی ها و شرکا معادن افغانستان به استثنای آهن حاجی گک و مس عینک زیاد مورد توجه نبود.تیل و گاز شمال را نیز آنقدر ها با ارزش تلقی نمی کردند و لازم نمی دانستند تا دستگاه کوچک تصفیه نفت ایجاد گردد. اما به یکباره گی به معادن افغانستان بیلون ها دالر ارزش داده شد و کشور از غنی ترین و ثروتمند ترین کشور ها از نظر ذخایر زیر زمینی تثبیت شد.

در چنین سرزمینی که معادن و ذخایر زیرزمینی اساس ثروت آن را تشکیل می دهد از دوسال بدین سو وزارت معادن از نبود وزیر آگاه و مسلکی رنج می برد و اخیرآ با تعین سرپرست جدید این وزارت به ترتیب راهکار استفاده از معادن پرداخته است.به تعقیب آن وزارت معادن اطلاع داد که با وجود فسخ قرار داد ها ی بعضی معادن پیمان کاران کما کان به استخراج آن مبادرت می ورزند. اخیرآ این وزارت مدعی گردیده که از چند و چون عقد قرار داد های معادن هیچگونه اطلاع و معلومات ندارد.

از چنین اظهارات می توان نتیجه گیری نمود که یکی از عوامل جنگ و ناامنی ,تسلط مافیا در ذخایر زیر زمینی و چشم طمع بیگانگان به معادن کشور است. چنانکه طالبان این متنفر ترین دشمنان مردم ما, به دستور پاکستان وبا زد وبند با زور مندان مسلط بر معادن , بیرحمانه به استخراج و تخریب معادن و قاچاق آن مبادرت می ورزند.

تا زمانیکه قانون در همه عرصه ها منجمله در معادن و ذخایر زیر زمینی تطبیق نگردد و دولت نیرومند و قانون مدار بر اریکه قدرت تکیه نزند ,هیچگونه غنا وثروتی مردم را از فقر و بیچاره گی نجات نخواهد داد و حاکمان خود به غارتگران ثروت ها تبدیل خواهند شد و بیگانگان را نیز در این امر مدد خواهند رسانید .چنانکه در کشور همین اکنون چنین وضعی مسلط است.

۳۱/۵/۲۰۱۷

در حالیکه مصروف تنظیم یادداشت روزبودم , از حادثه درد ناک امروز شهر کابل این قلب خونین وطنم اطلاع حاصل نمودم.در مورد این فاجعه خونبار که بیشتر از هشتاد نفر جان باختند و بیشتر از سه صد و پنجاه تن مجروح شده اند , جز ابراز لعن و نفرین به سردمداران مزدور رژیم کنونی و جلب توجه هموطنان به خیانت نا بخشودنی ارگ نشینان, حرفی نمی توان گفت.اظهار تاسف و تاثرو تسلیت و غم شریکی جایی را نمگیرد. یگانه راه ,مقاومت قاطع مدنی بر ضد رجاله های کنونی است وبس!

یادداشت امروز:

_در نیمی از کشور سارنوالان حضور ندارند.در مناطقی که ارگان های عدلی  و قضائی دولتی وجود ندارد, مخالفین دولت سیستم قضائی خود را تطبیق می کنند و مردم نیز مجبور اند به آنان مراجعه کنند.

_در مجلس نماینده گان در مورد فروش زمین دولتی به یکی از شرکت های تجارتی ,میان وکلا اختلاف نظر ایجاد شده و دو دسته گی ناشی از تمایلات قومی و قبیلوی به وضاحت مشاهده می شود.می گویند زمینی که یک جریب سه صد هزار دالر ارزش دارد به قیمت یک حریب پنج هزار دالر به اختیار شرکت مورد نظر گذاشته شده و هیچگونه داوطلبی صورت نگرفته است.

_بازمانده گان جنگ های تنظیمی دهه نود  از مقامات ملل متحد می خواهند تا مسوولین این جنگ ها را به میز محاکمه بکشانند. آنان انگشت انتقاد را بیشتر به سوی حزب اسلامی حکمتیار گرفته اند.

_والی ولایت سرپل در این روز ها باردیگر از سقوط آن ولایت هوشدار می دهد .اما هیچ گوش شنوائی در مرکز وجود ندارد تا این صدا را بشنود.

_می گویند در ولسوالی های ولایت کابل یعنی در ولسوالی های اطراف ارگ ,طالبان این وحشیان قرن ,از طرف شب به بازرسی وسایط نقلیه و افراد مبادرت می ورزند و مطلقا از طرف شب این ولسوالی ها را به اختیار دارند.

تنها در  نشرات دیروز طلوع نیوز این خبر ها انعکاس یافته است.

با این وضع آیا می توان گفت که ارگان های مسوول و دولت قانونی مدافع تمامیت ارضی و حافظ حاکمیت ملی وجود دارد؟

گمان نکنم!

۱/۶/۲۰۱۷

۱۱/۳/۱۳۹۶

فاجعه دیگری به سلسله فاجعه های قبلی در کابل ,در مرکز کشور, در قلب طپنده وطنم رخ داد. سیل خون از جانب مدعیان اسلام در روز های مقدس مسلمانان در ماه رمضان, در یکی از مناطق مرکزی کابل در وزیر اکبرخان جاری شد. قرار اطلاع منابع رسمی که هیچ گاه دقیق و صادقانه نیست ,در حدود صد نفر شهروندان جان باختند وبیشتر از سه صد و پنجاه تن دیگر زخم برداشتند و اعضای بدن خود را از دست دادند و چه بسا که عده یی بصورت دایم معیوب و معلول شده اند. در چنین حالتی رییس جمهور کشور گویا تصمیم گرفته که با آدم کشان بی نام و مجهول برخورد جدی نماید و از مردم تقاضا نمود ه تا بسیج شوند و رییس جمهور را در این اقدام جدی یاری رسانند.

صرف نظر از عوام فریبی و غیر جدی بودن این حرف ها ,هر کس می داند که در حاکمیت امریکایی _ جهادی  در حالیکه  فساد سرا پای آن را فرا گرفته , تمامیت خواهی و قبیله گرائی همه مسوولین را کور و کر نموده است ,تعصب و تبعیض ,قوم پرستی و سمت خواهی و حتی منافع گروپی و خانواده گی ,دستگاه دولت را چون موریانه از درون فرسوده نموده است ,رییس جمهور متفکر ولو حسن نظر هم داشته باشد که بعید به نظر می رسد, بهیچ صورت صلاحیت و کفایت بسیج توده را ندارد. توده ها به نیرو های ملی , دموکرات, ترقی خواه و عدالت پسند و به شخصیت های مردمی می توانند تکیه نمایند و با بالا کشیدن رهبران واقعی  و طرد مزدوران اجنبی ,قادر اند رستا خیز ملی را بوجود آورند و هرگونه فساد و نابرابری را با واپس گرایان و عقب گرایان قرون وسطا یی عقب رانند و تروریسم و هراس افگنی را شکست دهند. نه با رهبران تحمیل شده و صادر شده ازخارج و دستگاه فاسد و بی کفایت ایجاد شده از جانب بیگانگان !

فاجعه روز چهار شنبه کابل چنان عظیم و تکان دهنده است که همه را به شوک عظیم دچار نموده مردم رنج دیده و مظلوم افغانستان را در سرتا سر کشور عزا دار نموده است. عاملان ,هدایت دهنده گان و سازماندهنده گان این جنایت و جنایات مشابه ,به یقین از انسانیت و انسان بودن چنان به دور اند که مقایسه آنان با وحشی ترین حیوانات نیز توهین و جفا بر حیوانات زبان بسته است. کوچکترین علاقمندی و تمایل به چنین جنایت کاران و دفاع از چنین جنایت نیز عملیست غیر انسانی و نا بخشودنی .

اینکه این جنایت را بر دوش این گروه یا آن گروه , بر عهده این کشور یا آن کشور بیافگنیم ,مشکلی را حل نمی کند. همه گروه ها ی هراس افگن ,افرط گرا و تروریست به شمول دولت های حامی ,سازمانده و تمویل کننده تروریسم در این فاجعه شریک اند و مستوجب لعن و نفرین همگانی !

اما مسئله و بحث در مورد نظام حاکم بر کشور , مسوولین وجدان باخته, فروخته شده و مزدور بیگانه است که بیدون کوچکترین شرم و آزرمی در کرسی های خود غنوده اند و با بی شرمی تمام نظاره گر نابودی کتلوی هموطنان خود اند. حتی چهره یی بنام فرمانده پولیس کابل ,مدعیست که چنین فجایع در هر قسمت جهان می تواند بوقوع بپیوندد و امری عادی و طبعی است.

چه می توان گفت . آیا قتل یک صد نفر و جراحت بیشتر از سه صد و پنجاه تن می تواند حادثه عادی و طبعی تلقی گردد و مسوول امنیت مردم ,خود در صدد توجیه آن قرار گیرد؟

مسلما چنین مسوولین و بالاتر از آن سردمداران و حاکمان ارگ نشین صلاحیت و حق حاکمیت را در چنین حالت از دست می دهند. اگر کوچکترین وجدانی در ضمیر این جنابان بیدار باشد, داوطلبانه کرسی های خود را به صاحبان اصلی شان که همانا توده های ملیونی مردم اند ,رها نموده با پوزش از مردم بر نا توانی خود اعتراف می نمایند. اما از آن جائیکه چنین ضمیر بیدار و وجدان آگاه بر آنان سراغ نمی گردد ,بایست مردم خود با خیزش ها و قیام های مدنی و مسالمت آمیز, چنین حاکمان را از اریکه قدرت به زیر آورند  و مسوولیت اداره کشور وتامین امنیت را به فرزندان راستین مردم بسپارند. یقینا قدرت و نیروی مردم لایزال است و قیام مردم همیشه عقب نشینی و شکست مستبدان و زور گویان را در قبال داشته است.

به پیش بسوی رستاخیز مردمی و توده یی خلق های با هم برادر افغانستان!

۳/۶(۲۰۱۷

مظاهره مسالمت آمیز دیروز باشنده گان شهر کابل به خشونت کشانیده شد و بر اثر فیر نیرو های مسلح مربوط گارد ریاست جمهوری هفت نفر جان باختند و یازده تن دیگرمجروح شدند. جریان تظاهرات را که از تلویزیون مشاهده می کردم ,مظاهره سوم عقرب سال ۱۳۴۴ تداعی شد و مشابهت های میان این مظاهره و مظاهره سوم عقرب نمایان و مشخص گردید. فیر بالای مظاهره کننده گان بی سلاح ,استفاده از گاز اشک آور و آب غرض پراگنده ساختن مظاهره چیان, دستگیری و کشانیدن مظاهره گننده گان جانب حوزه های امنیتی و حتی سوق مظاهره جانب حوزه ها ,مشابهت های جدی این دو حرکت را به نمایش می گذاشت . با این فرق که مظاهره سوم عقرب بعد از انجماد و استبداد چندین قرنه بوقوع پیوست و تخت نشینان را وارخطا و سرا سیمه ساخت .اما مظاهره دیروز در فضای دموکراسی وتسلط  حاکمیت گویا انتخابی مردم , در حالیکه تجارب قبلی نیز در همین سال های نزدیک داشت به خاک و خون کشانیده شد.

بگذریم از این موضوع .در تظاهرات کابل چهره های معینی ظاهر شدند و بعد از خشونت با احساس خطر از صحنه غایب گردیدند. شعار ها متناسب با کمیت و کیفیت تظاهر کننده گان انتخاب نشده از استعفای رییس جمهور, رییس اجرائیه و دیگر بلند رتبه گان, تا اعدام محبوسین و محکومین افراطیون اعم از طالب ,داعش و شبکه حقانی را در بر می گرفت. حتی داخل شدن به ارگ و فتح ارگ نیز شعار داده می شد در حالیکه از ارگ دوسه کیلو متری فاصله داشتند.

صرف نظر از امکان تحقق این شعار ها و یا هم غیر عملی بودن آنها ,امر مسلم اینست که که مردم حق دارند مطالبات و خواست های خود را بصورت مسالمت آمیز و بیدون خشونت مطرح نمایند وبا تظاهرات ,اعتصاب ها ویا اشکال دیگری به گوش مسوولین برسانند. این حق طبق حکم قانون اساسی حق همه باشنده گان کشور بوده به بهانه تعلقیت شرکت کننده گان به این یا آن گروپ سیاسی نمی توان کسی را از این حق محروم نمود.

در تظاهرات کابل ,مردم بجان رسیده و رنج دیده شهر خواهان عدالت و مصئونیت بوده از دولت منتخبی که گویا مشروعیت خود را از رای مردم بدست آورده است ,می خواست امنیت شان را تامین نماید و باسیاست های مبهم ,دو پهلو و پر از ابهام زمینه ادامه ترور, انفجار و انتحار را بیشتر از این مساعد نسازد. اینکه سیاست بازان دیروزی و جهادی های تشنه به قدرت در صفوف تظاهر کننده گان وجود داشته است ,بهیچ وجه این حق را به دولت و قوای مسلح نمی بخشد که به مظاهره کننده گان آتش بکشایند و عده یی را به شهادت برسانند و یا با گاز اشک آور مانع تجمع مسالمت آمیز آنان گردد. چنین شیوه برخورد با گردهمآیی های مسالمت آمیز برخورد غیر مسوولانه است. بایست مسوولین جدآ جوابده باشند و عاملین به سزای اعمال شان رسانیده شوند.

 مختصر اینکه مظاهرات ,اعتصاب ها و گرد همایی ها را و قتیکه حق مسلم شهروندان و جزء جدائی ناپذیر دموکراسی می دانیم  نباید در صف دولت و عناصر ضد دموکراسی که با مرمی می خواهند صدای عدالت خواهی  و حق طلبی را خفه نمایند, قرار گیریم. مزد بگیران دولتی و مامورین مزدور منحیث وظیفه در چنین موضع زیاد ملامت نیستند .اما از عناصری که خود را دموکرات ,ترقی خواه و عدالت پسند می دانند چنین موضیعگیری ها بعید است و مایه خجلت و شرمساری

****

نکاتی از یادداشت های روزانه

۲۴/۵/۲۰۱۷

۳/۳/۱۳۹۶

در شبکه های اجتماعی جلسه کشور های اسلامی در عربستان بمنظور گویا مبارزه با تروریزم و سفر دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا با دخترش توجه همه را بخود جلب نموده است. بعضی ها رهبران عربستان را را نسبت توجه بیش از حد به دختر رییس جمهور امریکا ملامت می کنند و عده یی هم رییس جمهور امریکا را مورد انتقاد قرار می دهند که چرا دخترش را در دید عرب های عیاش قرار داده است و با سران عربستان به بازی شمشیر پرداخته است. همه این موضوعات می تواند مورد توجه قرار گیرد اما عمده ترین مسئله که به سرنوشت امروز و فردای ما عمیقا تا ثیر می گذارد و نا آرامی های کشور ما و منطقه ما را سالهای طولانی دیگر تداوم می بخشد ,خریداری سلاح های مرگبار به ارزش بیشتراز دو صد دالر امریکائیست که شیخ های فاقد وجدان عرب بمنظور تقویت هراس افگنی و ادامه قلدری مشتی مفتخواران انجام داده اند. این قرار داد نه بمنظور مهار هراس افگنی بلکه بمنظور تقویت هراس افگنی صورت گرفته عواقب نهایت خطر ناکی را در قبال دارد.

اینکه سرمایداری جهانی و پا دو های منطقوی شان مطابق سرشت ذاتی سرمایه به چنین تبه کاری ها مبادرت می ورزند حرفی نیست . اما دفاع از چنین عمل وحشیانه آنهم زیر نام دین جفای بزرگی در حق خلق های مسلمان منطقه و جهان است.

افشای دسیسه های پنهان و عیان سرمایداری جهانی  و معرفی چهره های کثیف شیخ های عربی و عجمی وظیفه توقف نا پذیر روشنفکران ماست تا مردم در دام تبلیغات وحشیان گرفتار نشوند و با اتحاد خود بر ضد توطئه دشمنان شان ایستاده گی نمایند.

۲۵/۵/۲۰۱۷

۴/۳/۱۳۹۶

می گویند وکیلی از وکلای محترم و معزز شورای ملی صبح زود بنابر مصروفیت های وظیفوی و بیدار خوابی های همیشگی نتوانسته در پرواز طیاره خود را بمیدان هوائی برساند. طیاره نیز بیدون در نظر داشت شاءن و مقام وکالت بیشتر از نام ساعت منتظر نشده با دیگر مسافرین پرواز نموده است. اما در میدان هوائی که در این روز ها فرودگاه می گویند یعنی در محلی که طیاره نشست می داشت ,موکلین و خویشاوندان وکیل به شمول پسر ارجمندش از موقف و مقام وکالت جانانه دفاع نموده  طیاره را اجازه فرود نداده اند. طیاره یا به اصطلاح روز هواپیما دو باره با شرمنده گی به کابل بازگشته است. پیلوت که او را هم نام عوض شده بنام خلبان یاد می شود, قسم یاد نموده که دیگر در آن منطقه پرواز نکند.

در این حادثه در حالیکه وکیل به قول خودش تابو شکنی کرده و قدرت خود را توانسته به ثبوت برساند نمی تواند ملامت باشد؟!  پسر وکیل که خط رنوی را با گذاشتن سنگ ها غیر قابل استفاده نموده نیز کار خلافی انجام نداده  بر عکس او منحیث فرزند خلف نه تنها از حیثیت پدر که وظیفه دینی و دنیا یی اوست ,بلکه از حیثیت و موقف مجموع وکلای برحال , گذشته و آینده دفاع قاطع و جانانه نموده است؟!

مقام ولایت نیز طبق اظهارات سخنگویش هنوز گزارش رسمی و شکایت تحریری دریافت ننموده تقصیری ندارد. پس معلوم است که پیلوت و شرکت هوائی که نمی خواهد در آن منطقه پرواز نماید و ساعتی نخواسته است منتظر تشریف آوری وکیل مردم در میدان هوائی باشد ,جدآ و اکیدامسوول و جوابده است. مقام های عدلی و قضایی بایست بمنظور دفاع از حیثیت, موقف و ومقام وکلای عالیقدر که شب وروز بیدون احساس خستگی و غیابت در خدمت موکلین مخصوصا خویشاوندان و اقارب قرار دارند, پیلوت طیاره و شرکت مورد نظر را جدا مورد بازپرس قرار دهند تا در آینده کسی نتواند موقف و حیثیت وکلا را خدشه دار سازد و آنان را مجبور به سحر خیزی و وقت شناسی نماید؟!

۲۷/۵/۲۰۱۷

۵/۳/۱۳۹۶

تبلیغات رسانه های غربی می تواند شیطان را فرشته و فرشته را شیطان معرفی نماید و به اذهان عامه بقبولاند که که منبع اصلی و اساسی تشخیص درست ونادرست فقط و فقط رسانه های غربیست و بس.

بعد از کنفرانس اسلامی در عربستان سر و صدای زیادی بره انداخته شد که گویا پاکستان این متحد استراتیژیک غرب  در راس امریکا به حاشیه رانده شده و به صدر اعظم پاکستان موقع داده نشده تا در کنفرانس متذکره که تحت نظر حامی بزرگ اسلام ,شیخ رونالد ترامپ برگزار گردیده بود , ایراد سخن نماید. به تعقیب آن گفته شد که امریکا از پاکستان خواسته است تا هراس افگنان را از آن کشور بیرون نماید. بعدآ تبلیغ شد که جنگ در افغانستان جنگ نیابتی از جانب پاکستان بر ضد افغانستان و هند است.

مجموع این تبلیغات بخاطر آن است تا ذهن ساده اندیش ما شرقی ها قبول کند که امریکا بر ضد پاکستان این مرکز هراس افگنی و تروریزم تصمیم جدی اتخاذ نموده است تا آن کشور را مجبور کند که به تروریزم خاتمه بخشد و لانه های ترور و دهشت افگنی را در قلمرو خود نابود نماید.

 آیا واقعیت امر چنین است؟

آیا در طول شانزده سال تسلط امریکا و شرکا ,در کشور ما کوچکترین قدمی در مهار ترور و هراس افگنی برداشته شده است؟

آیا در امریکا با تغیر روسای جمهور اهداف استراتیژیک و بلند مدت آن کشور می تواند دگر گونه شود؟

آیا اصولا سرمیداری جهانی خواهان صلح و ثبات در کشور ما و منطقه است؟

مسلما جواب این سوال ها منفی است. لهذا نباید اسیر تبلیغات دروغین و غیر واقعی نظام بی رحم سرمایداری قرار گرفت و با امید واهی به دیگران چشم دوخت .

سر نوشت  جنگ و صلح  ,ثبات و استقرار ,آزادی و دموکراسی ,فقط و فقط به خود مردم افغانستان مربط است و صرف اتحاد و وحدت خلق های کشور ضامن نجات کشور از بحران کنونیست و بس!

۲۸/۵/۲۰۱۷

۷/۳/۱۳۹۶

در هفته گذشته باز هم جانیان  آدم کش جنایت آفریدند و عده یی از هموطنان مظلوم ما را به خاک و خون افگندند.

در ولسوالی واشیر هلمند ,شش تن به شمول مسوول امنیت دولتی , در قندهار در یک پایگاه نظامی هژده تن و در خوست چهارده تن افراد ملکی توسط طالبان وحشی این برادران گویا ناراض کرزی ,حکمتیار و اشرف غنی جان های شرین خود را از دست دادند و عده قابل توجهی نیز مجروح و معلول گردیدند.

این جنایات گویا حوادثی طبعی و نورمالی اند که کتله های از مردم در سرزمینی بنام افغانستان محکوم به آن اند و باید پذیرای آن باشند.

متاسفانه ما خود نیز حساسیت لازم را در برابر چنین جنایات از دست داده ایم و جزء حوادث روتین و روزانه محسوب می کنیم. دولتمردان مزدور و بی آزرم نیز جز ابراز تسلیت به خانواده شهدا کار دیگری را بلد نیستند و سخنگویان شان نیز فقط یادگرفته اند بی شرمانه ادعا کنند که دشمن عمل بزدلانه یی را در فلان منطقه مرتکب گردیده اند وبس.

آری هموطن!

سرنوشت غم انگیز مردمان ما در سایه حا کمیت امریکایی _ جهادی  با دستان نا پاک همسایگان طماع ما رقم می خورد و ستون پنجم خزیده در حاکمیت نیز متاسفانه امکانات لازم را برای چنین جنایات فراهم می سازد. ور نه چگونه ممکن است در حالیکه جوانان در قوای مسلح مستقیما در جنگ و مقابله قرار دارند ,دست های مشکوک بصورت علنی به برادران نا راض کرزی ها ,حکمتیار ها و اشرف غنی ها ,توسط هلی کوپتر آنهم در روز روشن سلاح ,مهمات و مواد لوژستیکی انتقال می دهند, ولی منبع پرواز و ساحه نشست این هلی کوپتر ها همچون رازی باقی می ماند.

چنین حاکمیتی که خود بر ضد مردم در جنگ و مقابله قرار دارد ,بهیچ وجه حاکمیت مشروع و قانونی پنداشته شده نمی تواند. بایست مردم با طر د هر گونه تبعیض و تعصب و رد هرگونه قوم گرائی , قبیله پرستی و سمت خواهی متحدانه و قاطعانه علیه دشمن مشترک و حامیان مخفی و علنی آنان مقابله کنند. ورنه تکرار حوادث هلمند , قندهار و خوست در هر گوشه یی از کشور هر لحظه متصور است  و نتایج مصیبت باری را در قبال خواهد  داشت

About VIP

x

Check Also

11822583_879792505435834_6607851679702373813_n

جوره نداره جوره جان

نویسنده : مشعل حریر صدای خیاط از داخل خیاط خانه ای که دم درش ایستادم ...