11822583_879792505435834_6607851679702373813_n

و من در باروی بی باور و بارم

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus

مشعل حریر
 همواره بر این باور بودم که درد آفریدگار آفرینش است و اما اکنون این باور پرسشی در خور تامل است.
اکنون میاندیشم که آیا هر دردی میتواند آفریدگار آفریده ای باشد؟


 گاهی دل غلام دماغ است و گاه دماغ طابع دل و اگر دل و دماغ هر دو از کار بیفتند، چه اتفاقی می افتد؟
زندگی یک سوال است، ولی اگر این سوال جواب قاطع و قانع کننده داشت چه میشد؟
 آدم ها هنوز نمیدانند چرا به این دنیا می آیند و چرا از این دنیا میروند، ولی اگر راز این آمدن و رفتن را میدانستند چه میکردند؟
 برون از دایره عقل دایره های دیگری هم هست و اما اگر آدمیان محصور این یک دایره نبودند چه رویداد رخ میداد؟
اگر جای این همه اندوه و درد فقط خوشی بود، برای خدا چه فرقی داشت؟
این همه اندوه و درد چیست؟ آزمون یزدان و یا کین شیطان؟ 
ای کاش یزدان با شیطان حرف و شرطی نمی داشت!
و کاش شیطان فروغ تجسم برهنه یک عصیان نبود!
کاش زندگی گرهی بود که میشد با دست بازش کرد!
کاش زیبایی یگانه حقیقت زندگی بود!
و کاش بهشت روی زمین بود!
کاش زندگی نام زیستن در برزخی به نام دنیا نبود!
کاش به فکر و ذکر ژرف میشد گزند و گذر روزگار را به دور افگند!
کاش دنیای دیگر کلیدی داشت که هر آن میشد به آن وارد شد!
کاش بوسه همیشه مهری بود میان دو قلب!
کاش میشد چادر خستگی را پهن کرد و خوابید!
کاش زیر بنای فکری هر فردی بر غنای ترحم و عواطف استوار میبود!
کاش میشد خاموشی لب های زخمی را با خنده شکست!
کاش خوشبختی چو نوار سیمین در افق حقیقت می دمید!
کاش همه مشعل درخشانی برای روشنایی و گرمای جهان به دست داشتند!
کاش گرمای زیاد نبود!
کاش سرمای هم نبود!
کاش هوا همیشه بهار و خوشگوار بود!
و کاش بهشت روی زمین بود!
آه که یاد سرما افتادم…
من از سرما میترسم… و من در سرما میلرزم.
 و اما در سردی و سرما بدترین لحظه زندگی ام رقم خورد و آن دم برای پاک کردن غبار دلم اشکم کافی نبود.
 هنوز نیز سرما زده ام، دلم تهی از همه چیز است و ذهنم پر است از کاش های بیشماری که اشک و رشکم را به شور و آشوب می آورند.
و فی الحال و این بار با هزاران کاش 
من در باروی بی باور و بارم…!
  

About VIP

x

Check Also

38600887_1749418721821968_3485455781355061248_n

بند امیر بامیان

دوستان عالیقدر  ‎اینک غرض مزید معلومات شما عزیزان نکته چندى در رابط به بند امیر ...