11822583_879792505435834_6607851679702373813_n

گفت و شنید با مشعل حریر

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus
گفت و شنید با مشعل حریر داستان نویس شناخته شده
مصاحبه کننده: شیرین نظیری
درسرآغازسخن ضمن سلام وسپاس، اگربه عنوان مدخل گفت و شنید، شمه ی از زنده گینامه خود را بیان نماید. ممنون می شوم.
با عرض سلام و ادب، مراتب امتنانم به شما پیشکش است که با حجم مشکلات و محدودیت ها هنوز هم در تلاش مدد و نصرت به زنان بوده و در این میان از آن دور دست ها ادبا و فرهنگیان غریب را نیز از یاد نبرده و با آنها صمیمانه یار و یاور هستید.
زنده گینامۀ هرموجود با پا نهادن به عرصه هستی آغاز می گردد که بر این مبنی من در ۱۵ حوت سال ۱۳۴۵خورشیدی در شهر یادها و خاطرات یعنی کابل زیبا در یک خانوادۀ منور چشم به جهان گشوده ام.درهمان شهر به کانون علم و معرفت راه یافته ام و درهمان شهر با پوشیدن حلقۀ ازدواج از شهر افسانوی دوشیزه گان رخت سفر بربسته و به دنیای دگری وارد شده ام، دنیای که مادرشدن مرحلۀ کمال آن است و من نیز رفته رفته با دریافت پنج گوهر پر سناء و پر بها به این مرحله رسیده ام که از فروغ وجود همان پنج گوهر اکنون خانه و کاشانه ام پر از سرور و شکور است، پنج فرزندی که زیباترین هدیه قدرت بوده و بزرگترین سرمایه، استوار ترین تکیه گاه و ناب ترین و نایاب ترین عشق زنده گی ام هستند.
مشعل حریر
پرسش: حریر، نام ویا لقب خیلی زیبا است که حتا به زبان آوردن آن ،انسان را به راحتی فرا می خواند. پرسیده می توانم که آیا ” حریر” تخلص خانواده گی شما است؟ ویا نام یا لقبی که شاعربرای خود اختیار می کند ودربیت آخرغزل یا قصیده آنرا درضمن شعر می آورد و یا هم به زبان گویش هنرمندان، ” نام هنری ”
پاسخ: از حسن نظر شما سپاسگزارم. این نام و یا تخلص فامیلی من نیست، بلکه این تخلص هدیه رسا و زیبای دنیای هنر است که انگیزۀ دل انگیزی دارد.
پرسش: چه سبب شد که به داستان نویسی روآوردید و محرک اصلی شما درین راه چه کسی بوده است؟
همچنین درکارقصه نویسی بیشتر،از چه الهام می گیرید و درچه موضوعی خود را راحت تراحساس می کنید؟
پاسخ: رو آوردنم به داستان نویسی ارمغان یک نیاز روحی، یک رویای همیشه گی و یک آرزوی بزرگ بود واست. محرک اصلی کسی نبوده، ولی مشوق اصلی ام را می توانم نام ببرم و مشوق اصلی ام در این راه و راستا پسرم خیبر جان بوده که بعد ها از یاری و همکاری همه فرزندانم برخوردار بودم، به ویژه خیبرجان و عمرجان. از هر واکنش در زنده گی الهام می گیرم و یا بهتر است بگویم که هر واقعه و هر واکنش در زنده گی انگیزۀ الهام است و بیشتر درنگارش مسایل عاطفی خود را راحت تر احساس می نمایم.
پرسش: قسمیکه می دانیم عنصر گفت و گو درداستان ازاهمیت خاصی برخورداراست. زیرا باعث پیشبرد و جالبیت داستان می شود. شما تا چه اندازه ؛ به این مسئله توجه داشته اید؟
پاسخ: گفت و گو به محتوا و سوژۀ داستان تعلق دارد، لذا توجه به این موضوع هم وابسته به سوژه و محتوای یک داستان است و همچنان شکل و روال داستان نیزاثرگذاراست که بدین ملحوظ گاه به گفت و گو مجال زیاد است و گاهی هم ممکن نیست گفت وگو زاید را در داستان جاگزین کرد.
پرسش: اگرلتف نموده بگوید که تا اکنون چند کتاب شما به زیور چاپ آراسته شده و کارهای بعدی تان ازچه قراراست؟ هم چنین چه عاملی؛ سبب نوشتن کتاب ” قدمی درکوچه های آشنا ” شد؟ آیا پیش ازاین تجربه نوشتن داستان
را داشته اید یاخیر؟
پاسخ: تا امروز پنج کتاب به رشتۀ تحریردرآورده ام که چهار کتاب به چاپ رسیده اند و در صدد چاپ کتاب پنجم هستم. کارهای بعدی ام را نگارش دو کتاب دگر در بر می گیرد که هم اکنون همزمان بر هر دو کتاب مصروف کار هستم. کتاب (قدمی در کوچه های آشنا) یک نام آشنا و یک یاد آشنا ست که با همه کاستی ها دوستش دارم. این کتاب توسط بنگاه نشراتی (شاهمامه) به چاپ رسیده است، البته در ماه فبروری سال ۲۰۰۷ ترسای که مصادف می باشد به ماه دلو سال ۱۳۸۵ خورشیدی. عامل نگارش این کتاب دوری از وطن و روزگار طاقت فرسای هجرت بوده است، چنانچه آن سال سفری به افغانستان داشتم و روزیکه دوباره برمی گشتم حالت ناگوارای داشتم. آن روز احساس می کردم انگار جان و روان از تنم برون می شود و اگر بگویم از کابل تا هلند گریسته ام مبالغه نخواهد بود و راست بگویم اکثر هموطنان مسافر را نیز به گریه انداختم و وقتی اینجا رسیدم با درد و اندوهی که سراسر وجودم را می سوزاند، تک پاره های یادها را بهم پیوستم…وآن گاه بود که دریافتم، درد آفریدگار آفرینش است و در مورد تجربۀ نوشتن ابراز می دارم، آنطور که باید و شاید تجربه نداشتم.
پرسش: همیشه بین عنوان و درونمایه یک کتاب ارتباط خاصی وجود دارد. نظر به چه ملاحظه ی، عنوان” یک درد ویک دعا ” را برای کتاب خود انتخاب کرده اید؟
پاسخ: یقینا که میان عنوان و درونمایه کتاب ارتباط خاصی وجود دارد و از دید من باید داشته باشد، یک درد و یک دعا داستان پسر کوچکی است که ناآگاهانه وادار به رقص گردیده و از آنجا به زور و جبر به جاهای دگری کشانیده می شود… بچه رقصاندن یک واقعیت و یک درد اسفناک جامعه ما است! دردی که با دعا همراه ست، در حقیقت هر دردی با دعای همراه ست، چون هنگام درد پیوسته انسان به پیشگاه خالق دعا و التجا می کند که از آن درد رهایی اش دهد، بناً من درد آن طفل مظلوم و هزاران طفل معصوم سرزمینم را که با دعا همراه ست انتخاب نمودم.
پرسش: سوژه های انتخابی شما خیلی زیبا است . سوژه ” سپیده ها اینجا آرام اند .” چگونه درذهن شما شکل گرفت؟ و شخصیت‌ های داستان را چگونه درین کتاب انتخاب کرده‌اید؟
پاسخ: سپیده ها اینجا آرام اند یک داستان واقعی است و برای آن در پی سوژه ویلان نبودم. قهرمان داستان ریحانه زن رقاصه یی بود که در جشن نامزدی و یا به اصطلاح عامیانه شیرینی خوری یکی از دوستان برای ساز و آواز و رقص آورده شده بود… و اتفاقا پس از سه، چهار سال او را در حالت خیلی بد و متشنج در یکی از شفاخانه های شهر کابل دوباره دیدم و… از آنجا بود که این نام با اندوه و افسوس زیاد در دل و ذهنم بجا ماند، ولی در تصور آن نبودم که روزی کتابی در بارۀ او که قربانی نابسامانی های جامعه مرد سالار بود بنویسم. اکثر شخصیت های داستان تصور نه بلکه تصویر واقعی زنده گی ست که فقط بعضی نام ها مستعار اند و بس.
پرسش: درین قسمت اجازه می خواهم تا لحظه ای ،روی کارکردهای پیشکسوتان مان مکث نماییم.
خوب است که دوشیزه گان جوان ما بدانند که نخستین زن افغانستان که درشرایط سخت روزگارقلم برداشته و داستان نبشته اند.کی بود ؟ درجریان کدام سال ها ؟ همچنین مشهور ترین داستان نویسان زنان افغانستان که پس ازماگه رحمانی ، به داستان نویسی رو آوردند چه کسانی بودند؛
پاسخ: با دریغ که من این نویسنده را نمیشناسم، نمیشناسم چه که حتا نام او را هم اولین بار است می شنوم و اگر ماگه رحمانی اولین داستان نویس زن در افغانستان است، از شما مشکورم که مرا به آشنایی این بانوی گران ارج بردید و امیدوارم در آینده های نه چندان دور بحث منبسط بر تاریخ داستان نویسی زنان ادیب افغانستان داشته باشیم. در مورد داستان نویسان مشهور باید ابراز دارم که داستان نویسان زن در افغانستان انگشت شمار اند و در آن کمیت انگشت شمار یک عده صرف به یک و یا دو کتاب و یا چند داستان کوتاه اکتفا نموده اند، ولی با همه حال در اینجا می توان از دو ادیب فرهمند سپوژمی زریاب و مریم محبوب نام برد که مداوم و محسن می نویسند.
پرسش: درگذشته ها وهمین اکنون کتاب های کدام نویسنده گان داستان نویس را خوانده اید و ازداستان نویسان خارجی به کتاب های داستانی چه کسانی علاقه مند هستید؟هم چنان از نظر شما یک کتاب کامل “جامع” داستانی ازچه
خصوصیات ویژه ی باید برخوردار باشد؟
پاسخ: از نویسنده گان کشور خود مان داستان های محترم اکرم عثمان، محترم صبورالله سیاه سنگ و محترم رهنورد زریاب را خوانده ام و از برون مرزی آثار آنه ماری سلینکو، مایکل پیرامو، دانیل استیل، هاوارد فاست، کورت فریشلر، میکی اسپلین، جواهر لعل نهرو، ماکسیم گورکی، هرمان هسه و شکسپیر و… و نیز شماری از نویسنده گان ایرانی. از نویسنده گان برون مرزی به آثار دانیل استیل، میکی اسپلین، جواهر لعل نهرو، هرمان هسه و شکسپیر علاقمند هستم. از نظر من یک کتاب جامع و کامل از خصوصیات آتی باید برخوردار باشد؛ پهنای متن، بازتاب ناب تخیل، پیام و هدف، ترکیب جدید واژه ها، مبدا و انتهای رسالت مند، رعایت اصل ها و اصول ها، نظر داشت درست بر زبان نوشتاری، سوژه و محتوای سودمند و طرز نغز تدبیر و تدویر.
پرسش: مسله داستان نویسی درمحیط هجرت چگونه است ؟ با وجود هجوم فرهنگ بیگانه ، فعالیت‌های فرهنگی شما چه جایگاهی در بین مردم دارد؟
پاسخ: داستان نویسی درهجرت کار آسان نیست، چون ما با مشکلات زیادی روبرو هستیم… هجوم فرهنگ بیگانه در بعضی موارد بی اثر و در برخی موارد اثر مثبت و احسن گذارده است، چون از دید من هر جامعه وهر فرهنگ پدیده های مثبت و منفی دارد و واضح است که انسان دارای عقل سلیم پدیده های مثبت را می گیرد و می پذیرد. و اینکه فعالیت های فرهنگی من چه جایگاهی در میان مردم دارد این سوالی است که شاید هواخواهان و خواننده گان بهتر از من جواب ارائه دارند.
پرسش: در کار فرهنگی با چه مشکلاتی مواجه هستید؟
پاسخ: مشکلات زیاد است و نمی توان همه را برشمرد، ولی مشکل عمده همانا چاپ و نشر کتب است، همچنان توضیع و رساندن آثار و عدم همکاری ادبا و فرهنگیان با همدیگر، زیرا با تأسف تعدادی غرق زد و بند های سیاسی و قومی هستند و عده یی هم از حسادت و رقابت و خود خواهی بیجا دست بردار نیستند و در این حالت واضحاً کسی نیست تا تازه کاران فرهنگ و ادب را رهنمون باشد، البته در این میان عده یی را که دوستانه و صمیمانه برای دست گرفتن تازه کاران می شتابند نمی توان از قید قلم انداخت.
.
پرسش: چطور می توانیم روابط خوب فرهنگی درداخل و خارج کشورایجاد نماییم ؟
پاسخ: الحال صرف ذریعه رسانه ها، چون امکانات آن چنان که بایست می بود وسیع نیست، ولی چند حرف را می خواهم تذکر دهم که روابط خوب فرهنگی زمانی ایجاد می گردد که بنیاد آن بر تفاهم، سازواری، خلوص و حسن
نیت استوار باشد.
به عنوان آخرین پرسش: داستان نویسان عزیزسرزمین زیبای ما، چه گونه می توانند کاربهترروشنگری را ازطریق داستان های شان به هموطنان ارایه دارند. تا این همه خشونت روز افزون، دربرابرزنان وکودکان حد اقل کمرنگ ترشود.
پاسخ : دریافت جواب این سوال خیلی مشکل است، زیرا صرف با نوشتن نمیتوان کاری را به پیش برد، با دریغ که ما خواننده و یا اهل مطالعه بسیار کم داریم و این خود یک برهان برنده است برای نرسیدن… یک نویسنده چه از طریق داستان، چه از طریق مقاله و یا چه از طریق رسانه های دگر فقط می تواند پیامش را به طرفین برساند و فرستادن پیام یک شمۀ کار است. کارهای زیادی دگری باید در این زمینه انجام پذیرد که شکیبایی، باهمی و زمان کافی نیاز دارد و با افسوس زیاد که این خشونت های روز افزون و تکاندهنده در برابر زنان حالت را کاملاً دگرگون نموده و رسیدن به منزل را دشوار می سازد.
مشعل گرانقدر! ازوقت ایکه دراختیارم گذاشتید تشکرنموده وسلامتی وموفقیت کم نظیر در امور فرهنگی وزنده گی شخصی برایت آرزومی نمایم.
از شما هم جهانی سپاس که با مرحمت و محبت بی پایان با من همدل وهمره بودید.
 
 
 
 

 

 

 
 
 

About VIP

x

Check Also

38600887_1749418721821968_3485455781355061248_n

بند امیر بامیان

دوستان عالیقدر  ‎اینک غرض مزید معلومات شما عزیزان نکته چندى در رابط به بند امیر ...