POETRY

جبین گشاده: پرویز قرین

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus

جبین گشاده

***

برهم زدی تعادل این مرد ساده را
چشمان تو ربوده تقاضای باده را

***

تو رفتهای و در پی تو بیکدام دلیل
پاهای من دویده خیابان و جاده را

***

از ذهن من خیال قشنگت نرفتنیست
در جان و تن تنیده غمت، این قلاده را

***

این مرد سادهیکه بهتو دل سپرده بود
دیوانه میکشد نفسِ بیتو داده را

***

باور نموده اینکه بدون تو زندگی
بسته ز غم، سُرورِ جبین گشاده را

***

شهدُخت دلربای من، ای ماهپارهام!
برهم زدی تعادل این مرد ساده را

About VIP

x

Check Also

p n j

ضحاک ستمگر

  هر سوکه نظر کردم، هرگوشه گذر کردم خاکستر و خون دیدم، ویرانه به ویرانه ...