Eglantine

گل برگ نسترن

Facebookgoogle_plusFacebookgoogle_plus

گل برگ نسترن

*****

یک شب کنم تماشا از دور خویشتن را

در مه غزل نوشته تابیده عشق زن را

***

شاید مرا بخوانی از شاخه ی درختی

در موج ها که وشتد گلخوشه ی سمن را

***

آواره ی خیالت از خویش گشته راهی

در کوچه باغ عشقت یادم ببر وطن را

***

در چامه ها فشانم چرخیده در هوایت

در دامنم که چیدم گلبرگ نسترن را

***

از مژده ی شکفتم گر در برت بیافتم

در تو شکوفه ریزم هر بوسه خویشتن را

***

مانم به یادگاری در روی بستر تو

یک دسته عشق تازه گل های پیرهن را

About بهار سعید

x

Check Also

p n j

ضحاک ستمگر

  هر سوکه نظر کردم، هرگوشه گذر کردم خاکستر و خون دیدم، ویرانه به ویرانه ...